سه شنبه ٢٦ تير ١٣٩٧ صفحه اصلی|آرشیو اخبار|مقالات پژوھشی|فارسي|اردو
 
صفحه اصلی|مقالات پژوھشی|صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
Title
iran
خانه فرهنگ لاهور
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
NewsletterSignup
نام :   
ایمیل :   

بافتن یا نبافتن؟

مسئله این است!!

فلسفه

مقدمه

 

فلسفه و عرفان از جمله علومی است که با وجود شخصیت های برجسته ای که آن ها را مورد توجه قرار می داده اند همواره مورد هجمه برخی از افراد قرار گرفته اند. امام خمینی شخصیت همه جانبه ای که در عصر حاضر نمونه کامل یک انسان الهی بود از جمله افرادی است که دستی در فلسفه و عرفان داشت. ایشان فلسفه را به مثابه یک علم رسمی می پذیرفتند و تأکید داشتند همانند سایر علوم بایستی تا جایی بدان پرداخت که مانع غرور و دوری از خداوند نشود. نوشتار حاضر کم و کیف برخی از نظریات امام درباره فلسفه را مورد کندوکاو قرار می دهد.

 

امام خمینى و فلسفه

 

امام خمینى با بهره‏گیرى از استعداد فوق العاده خویش دروس مقدماتى و سطوح حوزه علمیه را در خمین و اراك با سرعت طى كرده، به قم هجرت كرد و عملاً در تحكیم موقعیت حوزه نو تأسیس قم مشاركتى فعال داشت. زمان چندانى نگذشت كه آن حضرت در شمار فضلاى برجسته این حوزه در عرفان و فلسفه و فقه و اصول شناخته شد به طوری که در این زمینه آثار بسیاری از ایشان باقی مانده است. همچنین شاگردان بسیاری در محضر ایشان کسب فیض نمودند از جمله آیت اللَّه آقاى حاج سید عبد الغنى موسوى اردبیلى، فرزند حجّة الاسلام آقاى حاج سید حسن اردبیلى، متولد 1299 ش. در حدود پنج سال در دروس خارج اصول، فلسفه، عرفان و اخلاق حضرت امام خمینى كسب فیض نمودند. وى از افراد مورد توجه حضرت امام بوده و خوشبختانه بسیارى از مطالب دروس معظم له را به رشته تحریر در آورده و در پاره‏اى موارد به نظر استاد رسانده است.

من نمى‏دانم ما كى [مى‏توانیم‏] لا اقل آن طور خودمان را مهذب كنیم كه این علوم رسمى خیلى مانعمان نشود؛ از خدا مانعمان نشود، از ذكر اللَّه مانعمان نشود. این هم خودش یك مسأله‏اى است.

 

درباره فلسفه

 

امام خمینی درباره اصالت فلسفه و حکمت اسلامی معتقد بودند که حكمت و عرفان اسلامى از یونان و یونانیّین نیست، بلكه اصلًا شباهت به آن ندارد. بعضى از حكماى اسلام به منوال حكمت یونانى مشى نموده، مثل شیخ الرّئیس؛ ولى حكمت شیخ در بازار اهل معرفت در باب معرفة الرّبوبیّه و مبدأ و معاد رونقى ندارد و در پیشگاه اهل معرفت ارزشى از براى آن نیست. بالجمله، فلسفه امروز حكماى اسلام را و معارف جلیله اهل معرفت را به حكمت یونان نسبت دادن، از بى‏اطلاعى بر كتب قوم است - مثل كتب فیلسوف عظیم الشأن اسلامى، صدر المتألّهین قدّس سرّه، و استاد عظیم الشأنش محقق داماد قدّس سرّه، و شاگرد بزرگوار او، فیض كاشانى قدّس سرّه، و شاگرد عظیم الشّأن فیض، عارف جلیل ایمانى، قاضى سعید قمى قدّس سرّه- و نیز از بى‏اطّلاعى به معارف صحیفه الهیّه و احادیث معصومین سلام اللَّه علیهم است؛ پس، هر حكمتى را به یونان نسبت داده و حكماى اسلامى را تابع حكمت یونان انگاشته‏اند (و این صحیح نیست.)
تدریس و تدرّس رشته‏هایى همچون عرفان و فلسفه كه در نهایت به روشنگرى ضمیرها و بحث از مسائل و مصایب روز منتهى مى‏شد، نیز از سوى كج‏اندیشان و راحت‏طلبان مقدس‏مآب، مهجور و مطرود معرفى شد.

فشار به فلسفه  و پرورش شخصیت ها

 

 هنگامى كه رضا خان براى از هم پاشیدن حوزه علمیه قم فرمان‏ برگزارى امتحانات دولتى براى روحانیون را صادر كرد، امام خمینى با افشاى اهداف پشت پرده به مخالفت با آن برخاست و به برخى از علماى صاحب‏نام قم كه ساده‏اندیشانه این اقدام را گامى اصلاحى ارزیابى مى‏كردند هشدار داد. متأسفانه در این ایام روحانیت ایران در پى تبلیغات وسیع رسانه‏هاى دولتى و شرایط پیش آمده و اختلافات و سرخوردگی هاىِ بعد از نهضت مشروطیت دچار انزواگرایى شده بود به گونه‏اى كه حتى تدریس و تدرّس رشته‏هایى همچون عرفان و فلسفه كه در نهایت به روشنگرى ضمیرها و بحث از مسائل و مصایب روز منتهى مى‏شد، نیز از سوى كج‏اندیشان و راحت‏طلبان مقدس‏مآب، مهجور و مطرود معرفى شد. شرایط به گونه‏اى شد كه امام خمینى براى تعطیل كردن درس فلسفه و عرفان و اخلاق خویش تحت فشار قرار گرفت و ناگزیر از تغییر مكان درس و تدریس در خفا گردید. محصول این تلاش ها پرورش شخصیت هایى همچون علامه شهید آیت الله مطهرى بود.

 

خط قرمزها!!

امام خمینی

با همه تأکیدی که امام بر آموزش فلسفه داشتند اسیر شدن نفس آدمی در حجاب آن را خطری بزرگ می دانستند و می فرمودند: الْعِلْمُ هُوَ الْحِجابُ الْأكْبَرُ؛ یك حجاب بزرگ همین علم است؛ سرگرم مى‏كند انسان را به همین مفاهیم كلیه عقلیه، و از راه بازش مى‏دارد.

حجاب است براى اولیا؛ و هر چه علم زیادتر بشود، حجاب غلیظ تر مى‏شود. علاقه انسان به همان علمى كه دارد. گاهى هم عالم خیال مى‏كند همه‏اش همین است. انسان از باب این كه خودخواه هست، مگر این كه از این جلد بیرون برود، هر علمى را كه یافته است، ادراك كرده و خوانده، همه كمالات را منحصر به آن مى‏داند. فقیه خیال مى‏كند غیر فقه چیز دیگر نیست در عالم؛ عارف هم خیال مى‏كند غیر عرفان چیزى نیست؛ فیلسوف هم خیال مى‏كند غیر فلسفه چیزى نیست؛ مهندس هم خیال مى‏كند غیر هندسه چیزى نیست. حالا یا علم را فقط عبارت از آن‏

مى‏دانند كه با مشاهده و با تجربه و اینها باشد، این را علم مى‏دانند، مابقى را دیگر علم نمى‏دانند. [...] این حجاب بزرگى است براى همه.

حجابهاى زیادى هست كه غلیظ تر از همه، همین حجاب علم است؛ یعنى آنچه باید با آن راه را پیدا كند، همان مانع بشود؛ علمى كه باید انسان را هدایت كند، مانع از هدایت بشود؛ و علم هاى رسمى همه همین طورند كه انسان را از آنچه باید باشد، محجوب مى‏كنند؛ خودخواهى مى‏آورند.

وقتى علم در یك قلب غیر مهذب وارد بشود، انسان را به عقب مى‏برد.

هر چه انباشته‏تر باشد، مصایبش زیادتر است. وقتى یك زمین شوره‏زار [یا] سنگلاخ باشد، هر چه تخم در آن بكارند نتیجه نمى‏دهد. یك زمین شوره‏زار، قلب محجوب، غیر مهذب، قلبى كه از اسم خدا هم مى‏ترسد [بى‏حاصل است.] بعضی ها از مسائل فلسفى - با این كه فلسفه یك علم رسمى است- چنان رم مى‏كنند كه خیال مى‏كنند یك مارى است. فیلسوف هم از عرفان، آنطور رم مى‏كند. عارف هم همین طور است، [تا] بالاتر ...

همه علوم رسمى «سر به سر قیل است و قال».

من نمى‏دانم ما كى [مى‏توانیم‏] لا اقل آن طور خودمان را مهذب كنیم كه این علوم رسمى خیلى مانعمان نشود؛ از خدا مانعمان نشود، از ذكر اللَّه مانعمان نشود. این هم خودش یك مسأله‏اى است.

تدریس و تدرّس رشته‏هایى همچون عرفان و فلسفه كه در نهایت به روشنگرى ضمیرها و بحث از مسائل و مصایب روز منتهى مى‏شد، نیز از سوى كج‏اندیشان و راحت‏طلبان مقدس‏مآب، مهجور و مطرود معرفى شد.

و من نمى‏دانم ما كى [مى‏توانیم‏] لا اقل آن طور خودمان را مهذب كنیم كه این علوم رسمى خیلى مانعمان نشود؛ از خدا مانعمان نشود، از ذكر اللَّه مانعمان نشود. این هم خودش یك مسأله‏اى است. اشتغال به علم، اسباب این نشود كه از خدا غافل بشویم؛ اشتغال به علم، اسباب این نشود كه یك غرور پیدا بشود كه ما را از مبدأ كمال دور كند. این غرورى كه در ملاها هست، چه آنهایى كه علوم مادى و طبیعى دارند و چه آن هایى كه علوم شرعى دارند یا علوم عقلى دارند. این، اگر قلب مهذب نباشد، یك‏ غرورى مى‏آورد؛ همان غرورى كه انسان را از خدا بكلى بازمى‏دارد. 

 

نتیجه گیری

 

فلسفه و عرفان اسلامی با ماهیتی متفاوت از فلسفه غربی و یونانی می تواند علمی باشد که قوای روحی و عقلی را پرورش می دهد اما همانند سایر علوم باید در فراگیری آن اهداف الهی و خدایی مورد غفلت قرار نگیرند تا سبب شوند انسان مبتلا به حجاب اکبر علم گردد.

 

گروه دین و اندیشه تبیان

رادفر، کارشناس ارشد فلسفه و حکمت اسلامی

 


 

منابع و مآخذ

1- حدیث بیدارى نگاهى به زندگینامه آرمانى- علمى و سیاسى امام خمینى

2- تفسیر سوره حمد امام خمینی

3- آداب الصلوة(آداب نماز) امام خمینی

4- تقریرات فلسفه امام خمینی نوشته عبد الغنى موسوى اردبیلى

5- شرح چهل حدیث امام خمینی

6- شرح دعای سحر امام خمینی

7- شرح جنود عقل و جهل امام خمینی

8- تعلیقات بر شرح فصوص الحکم امام خمینی

 

پسندیدم
ارسال به وبلاگ تبیان
ارسال براي دوستان
چاپ
جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
banners
فارسی داخلہ 2018

اسلامک سکولز

معرفی سعدی آموزش

یازدھمین جشنوارہ رسانہ ھای دیجیتال

جایزه جهانی اربعین

اسلام کمیکز

فراخوان اعظای نشان سعدی و اقبال

ھمائش حلال

مذہبی تعلم مصطفیٰ یونیورسٹی

داخلہ دانشگاہ یزد

دانشگاہ تہران

دانشگاہ الزھرا (س)

کتابخانہ دیجیتال سازمان

نامہ رہبر معظم بہ نوجوانان غربی

اوقات شرعی

سایت رایزنی فرہنگی

Ashnayi ba lahore

darbarha

majala 23,1391

libraries

kfpics

live ziaraat

Imam Khumeini

dafter Khamnaee

akhbaraat

farsi link

تبریز 2018
vote
نظرسنجي غير فعال مي باشد
UsersStats
Visitorsofpage: 648
Visitorsofday : 160
Visitorsofpage : 1599018
Onlinevisitors : 5
PageLoad : 1.9687

مقالات پژوھشی|صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت