دوشنبه ٢٥ تير ١٣٩٧ صفحه اصلی|آرشیو اخبار|مقالات پژوھشی|فارسي|اردو
 
صفحه اصلی|مقالات پژوھشی|صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
Title
iran
خانه فرهنگ لاهور
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
NewsletterSignup
نام :   
ایمیل :   

خانه فرهنگ سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران لاهور

 

1396


جشن نوروز در پاکستان و هند

 

جشن نوروز که از اعیاد باستانی ایران و از نخستین دوران تاریخی ، مورد علاقه شاهان و عامه مردم این مرز و بوم بوده است. قاعدتاً باید از قدیم الایام در تمام سرزمین های ضمیمه شده به آن و در بین کلیه اقوام و ملل خاورمیانه که در ظرف قرون و اعصار با ایرانیان محشور و مربوط بودند ؛ معمول و مرسوم شده باشد. به ویژه در تاکسیلا و سایر شهرهای دره سند که در اغلب ادوار تاریخی با ایران همسرنوشت و جزو خاک این کشور محسوب بود آشنائی مردم با جشن مزبور امری بسیار طبیعی و عادی بنظر میرسد و با اینکه چنین ادعائی مستلزم تحقیقات دامنه داری در زمینۀ فرهنگ قدیم در نواحی مذکور میباشد ولی از ظواهر امر چنین بر می آید که جشن نوروز در پاکستان غربی ریشۀ بی کهنسالی و سوابق درازی دارد.

شبه قاره دارای سه فصل است «جارا ، گرمی ، برسات» یعنی زمستان ، تابستان و فصل باران. هرکدام از اینها چهار ماه طول می کشد. در بین اینها فصل بهار که در ایران پس از زمستان می آید وجود ندارد و به جای آن موسم برسات که در ادبیات فارسی به نام "برشکال" معروف است و بعد از تابستان   می آید در هندوستان فصل سرسبزی و خرمی و شادابی است. طبیعت در آن زمان در آنجا می شکفد ، هوای لطیف و ملایم می وزد ، چشمه سارها و آبشارها کوه و دمن را آذین بندی میکنند ، در صحرا و چمن زارها فرشهای زمردین گسترده می شود ، پرندگان خوش نوا چون "کویل" و "پیهیا" به نغمه سرائی و طاوسان خوش سیما به رقص و دلربائی می پردازند و درختان سبز قبا و شکوفه ها  و گلهای عطرزا جان و روان صاحبدلان را به وجد می آورند. ادبیات سانسکرت و زبانهای محلی آن دیارها مشحون از منظوماتیست که درباب چنین فصلِ کیف و نشاط و سرور و انبساط گفته شده است.

تقریباً در حدود اوائل فروردین که مصادف با ماهِ "ماگِه" هندوان است جشن «بَسَنت» دربین هندوان برگزار می شود و با بودن آن جائی برای جشنی خارجی وجود نداشت فصل بهار ایرانی که در ادبیات فارسی هندوستان وارد و داخل و با شعف و شور عجیبی توصیف شده کاملاً زائیده تقلید از شاعران ایرانیست و همچنین عید نوروز که قرنها در هند و پاکستان اهمیت به سزائی داشته و در بعضی از محلات و نواحی هنوز هم در آنجا برگزار می شود توسط ایرانیان به آن ممالک برده و در آن سرزمین رواج داده شده است.

جشنهای سده و مهرگان ، از طرف سلاطین غزنوی که در لاهور حکومت داشتند برگزار می شد. جشن های "آب پاشان" و "نوروز" در دربارهای سلاطین دهلی و پادشاهان تیموری با اهتمام فراوان و عظمت خاصی برگزار می گردید. جشن آب پاشان که جشن ترکان و عید گلابی نیز نامیده می شد.. تا زمان اورنگزیب در دربار دهلی انعقاد می یافت و ذکر آن در عالمگیر نامه در صفحه ۶۲۳ به میان آمده است. نورالدین جهانگیر پادشاه هندوستان در توزک خود در ضمن نهمین سال جلوس چنین می نویسد : «مجلس گلاب پاشی که از زمان قدیم به آب پاشی مشهور است و از رسوم مقرره پیشینیان است منعقد گشت ..»

در کتاب عمل صالح موسوم به شاهجان نامه اثر محمد صالح کنبوه لاهوری (جلداول چاپ کلکته ص۳۷۴) در مورد انعقاد این جشن مطالب زیر به چشم می خورد :

«از سوانح این ایام ترتیب یافتن عید گلابی است به رسم معهود این دولتخانۀ جاوید ، چنانچه هر ساله در روز تیر از ماه تیر که نخستین روز است در موسم برسات هند این جشن فرخنده به آئین پادشاهانه تزئین می یابد و آن را به پارسی عید تر کان می گویند و ملوک عجم نیز از عهد قدیم باز پیوسته، این روز را عید گرفتندی. مجملاً به آئین معهود ، شاهزاده های والاقدر وامرای رفیع مقدار صراحی های مرصّع به نوادر جواهر و سایر بندها صراحی های میناکار و زرین و سیمین از گلاب ناب سرشار ساخته گذرانیدند...» در بادشاه نامه تألیف عبدالمجید لاهوری جلد اول ص ۲۰۴ چاپ کلکته ، درباره این جشن چنین نوشته است : «روز دوشنبه ماه شوال که روز تیر از ماه تیر بود  جشن عید گلابی انعقادیافت. پادشاه زاده های کامکار و یمین الدوله صراحیهای مرصع و دیگر نومینان نامدار صراحیهای میناکار و زرین و سیمین پر از گلاب و عرق فتنه و عرق بهار از نظر مقدس گذرانیدند ...»

جشن نوروز از آغاز سلطنت اسلامی در هند و پاکستان در بین تمام اعیاد سلطنتی و جشن های درباری اهمیت فراوانی کسب نمود و با اهتمام و احتشام خاصی برگزار می گردید. امیرخسرو دهلوی در مثنوی قران السعدین انعقاد جشن نوروز را در زمان سلطنت معزالدین کیقباد ۶۸۹-۶۸۶هجری چنین شرح داده است :

صفت موسم نوروز و طرب کردن شاه

بزم دریا و کف دست چو ابر نیسان

 

رفت چو خورشید به برج حمل

 

نورِ شرف کرد به گیتی عمل

دورِ جهان روزِ نو از سر گرفت

 

موسم نوروزِ جهان در گرفت

شاه در آن روز هم از بامداد

 

قصر فلک مرتبه را تاب داد

کنگرۀ قصر طرف بر طرف

 

تا به حَمَل رفته شرف بر شرف

صُفه نه طاق بیاراستند

 

پردۀ زربفتِ فلک خواستند

تخت زدند و تتق آویختند

 

عرشِ دگر بر زمین انگیختند

چتر ز هر سو به فلک سرکشید

 

ابر ، سر از شرم به چادر کشید

هیچ طرف چتر چو مهر سپهر

 

شش جهت آراسته زان پنج مهر

همچو گل و سنبل و سوری بید

 

لعل و سیه  گلگز و سنبر و سپید

در دنباله این چترهای همه رنگ علیحده علیحده توصیف شده و در دوازده صفحه این مثنوی در بیان کیفیت برگزاری جشن ادامه دارد و از همۀ این مطالب ، عظمت این جشن به خوبی آشکار است.

به گواهی شعر بابر :

نوروز و نوبهار می و دلبری خوش است

 

بابر به عیش کوش که عالم دوباره نیست

و آثار مورخین نامدار دوره سلطنت جلال الدین اکبر مانند ، شیخ ابوالفضل صاحب "اکبرنامه" و "آئین اکبری" و ملاعبدالقادر بدیوانی صاحب "منتخب التواریخ" و امثال اینها جشن نوروز در دربار سلاطین مغول بابری کمال اهمیت را داشت و با نهایت علاقه و با شکوه زایدالوصفی برگزار می شد. به قول صاحب اکبرنامه (جلد ۲ ص ۱۳ چاپ کلکته) اکبر شاه که به سال ۹۹۲هجری تقویم اسلامی را منسوخ و تقویم خورشیدی ایرانیان را معمول ساخته بود جشن های پارسیان را طبق منشور زیر در قلمرو پهناورش مقرر ساخت :

"چون دانشوران ملل و نحل به جهت شکرگزاری و سپاسداری از شهور و سنین روزی چند را به مناسبات فلکی و مرابطات روحانی به جهت سرور جمهور خلایق و خوشحالی طوایف انام که باعث چندان خیرات و مبرات است اختیار فرموده اعیاد نام نهاده اند و در آن ایام مسرت پیرا ، اساس سپاس را محکم ساخته در ادای مراسم خضوع و خشوع به جناب کبریای الهی که خلاصه عبادات و زبدۀ طاعات است مساعی جمیله به تقدیم رسانیده غنی و فقیر و صغیر و کبیر به قدر قدرت مایدۀ تفضل و احسان گشاده ابواب عشرت و کامرانی را بر خواطر مکروبه و بواطن محزونۀ اخوان زمان و ابنای روزگار گشوده انواع بِّر و احسان نموده اند. بنابر آن بعضی جشن های عالی که تفصیل آن از ذیل این منشور قایض النّور به وضوح خواهد پیوست و از چندین هزار سال در بلاد ، مشهور و معروف است ، سیّما در این هزار سال معمول سلاطین عدالت گستر و حکمای حقایق آئین بوده است و در این زمان به واسطه بعضی امور از شیوع افتاده بود به جهت ابتغای مرضیات الهی و اقتضای آثار قدما ، آن ایام مسرت فرجام رایج ساختیم. باید که در جمیع ممالک محروسه از امصار و بلاد و قری  بر وجه اتم و طرق احسن گردانند و در این معنی کمال اهتمام مبذول داشته دقیقۀ نامرعی نگذارند. تفصیل اعیاد نوروز : ۱۹ فروردینماه الهی ، ۳ اردیبهشت ماه الهی ، ۶ خردادماه الهی، ۱۳ تیر ماه الهی ، ۷ مرداد ماه الهی ، ۴ شهریور ماه الهی ، ۱۶ مهر ماه الهی ، ۱۰ آبان ماه الهی ، ۹ آذر ماه الهی ، هشتم و پانزدهم و بیست و سوم دیماه الهی ، دوم بهمن ماه الهی ، پنجم اسفندماه الهی."

خواجه نظام الدین احمد بن محمد مقیم هروی  در طبقات اکبری (جلد دوم چاپ انجمن آسیائی بنگال کلکته صفحه۵- ۳۶۴) در ذکر وقایع سال بیست و هشتم الهی برگزاری جشن نوروز را در دربار اکبری چنین تعریف کرده است :

«ابتدای این سال روز سه شنبه ، بیست و هفتم صفر سنه احدی و تسعین و تسعماۀ بود. در نوروز امسال دیوار ، ستون ایوانها و دولتخانه عام و دولتخانه خاص را به امرا تقسیم نموده در قماشها و پرده های مصورگرفته کمال زینت داده به نوعی آراستند که نظارگیان را از مشاهده آن حیرت بر حیرت می افزود و صحن بارگاه دولتخانه را به شامیانه ها زری دوزی و زربفت وغیره ترتیب داده تخت از طلا و مرصع به یاقوت ولآلی در آن نهاده رشک فردوس برین ساختند :

صفحه نُه طاق بیاراستند

 

پردۀ زربفت فلک ساختند

تخت زدند و تتق آویختند

 

عرش دگر برزمین انگیختند

مدت هژده روز این منازل دلگشا آراسته بود ، شب ها به فانوس های رنگ می آراسته و بندگان حضرت هر روز و شب یکبار ، دوبار ، تشریف فرموده صحبت می داشتند و اهل نغمه فارس و هندوی در ملازمت می بودند. به هر یک از امرا و اهل خدمت عنایات خسروانه به ظهور می رسید و بازار شهر فتحپور و آگرا را آئین بندی می نمودند و خلایق اطراف و جوانب به تفریح و تماشای این جشن عالی که هرگز ندیده و نشنیده بودند می آمدند و در هفته ای یکروز حکم عموم می شد و دیگر ایام ، امرا ، و مقربان و مردم اعیان آمد و شد می داشتند حضرت در روز نوروز بر تخت سلطنت جلوس فرمودند وامرا و ارباب دولت صف ها زده به ترتیب مرتبه و حالت ایستادند و روز شرف که آخرین ایام نوروز است نیز همین دستور مجلس عالی ترتیب یافت و جمیع امرا به مراحم پادشاهی مباهی گشتند ، بعضی به عنایات اسب و خلعت و بعضی به زیادتی علوفه و بعضی به زیادتی نوکر و جمعی به یافتن جاگیر و هیچکس نماند که در این هژده روز مورد مراحم خسروانه نشده باشد و امرای کبار پیشکش های لایق گذرانیدند و در این هژده روز حضرت در دیوان یکی از امرای کبار تشریف آورده صحبت می داشتند و در آن روز لوازم مهمانی و صحبت را آنکس متکفل می بود و پیش کش بسیار از پارچه هندوستان و خراسان و عراق و مروارید و لعل و یاقوت و طلاآلات و اسپان عربی و عراقی و فیلان کوه پیکر و قطارهای شتر نر و ماده و اشتران راهوار بردعی می گذرانیدند و در ایام نوروز شما هم خان جلایر از مویه بنگاله و راجا بهگوان داس از لاهور آمده به شرف عتبه بوسی مشرف گشتند و چنین مقرر شد که در هر سال در ایام نوروز مجلس نوروزی به طریقی که مذکور شد منعقد شده باشد ...»

مطابق بیان ابوالفضل علامی که در آئین اکبری (جلد اول آئین شماره ۲۲) مرقوم داشته برگزاری جشن نوروز در زمان اکبر ۱۹ روز طول می کشید و در آن ایام به قدری زیاد به آئین بندی و تزئینات و چراغانی می پرداختند که مردم با دیدن آن از فرط مسرت نعره می زدند. در آغاز هر "پهر" (سه ساعت) نقاره ها به صدا در می آمدند، آواز خوانها و خنیاگران از هنر خویش مردم را محظوظ می ساختند. تمام شب ها چراغانی ادامه داشت و در روز قبل از جشن و در آخرین روز آن صدقه ها داده و هدیه ها ردّ و بدل      می شد.

ابوالفضل بازهم در اکبرنامه (جلد سوم ۳۷۹) می نویسد که در جشن نوروزی که در بیست و هفتمین سال جلوس اکبرشاه برگزارشد از طرف دربار احکام تعمیر کاروانسرای ها و بیمارستانها صادر گردید و شکار پرندگان کوچک و ازدواج دختران کمتر از دوازده سال قدغن شد. سزای مرگ برای کسی بدون حکم شاهی ممنوع گردید و انجام کارهای عام المنفعه زیاد در نظر گرفته شد.

شاهنشاه نورالدین جهانگیر پسر اکبرشاه مطالب بسیار جالبی درباره برگزاری جشن نوروز که در هر سال در دربار او صورت می گرفت در تألیف ذیقیمت فارسی خود بنام "توزک جهانگیری" مرقوم داشته است. او که در لاهور به خاک سپرده شد ، ۲۲ سال (از ۱۰۱۴ الی ۱۰۳۶هجری) بر قلمرو وسیع هند و پاکستان حکمران بود و در ظرف تمام این مدت مانند زمان پدرش هر سال از اول فروردین ماه تا هیجدهم آن برج جشن نوروز ادامه می داشت و روز نوزدهم با برگزاری «جشن شرف» پایان می پذیرفت.

توزک جهانگیری به مناسبت مدت سلطنت جهانگیر به ۲۲ بخش تقسیم شده است و هر بخش که "جشن نوروز" نام دارد و حاوی وقایع مهم سال مربوط می باشد با شرح جریان انعقاد جشن نوروز و جشن شرف آغاز می گردد. به طور نمونه در اینجا عبارتی از بخش اول آن به عنوان "جشن اولین نوروز" به منظور فراهمی اطلاعات پیرامون برگزاری جشن مزبور در دربار مشارالیه نقل می شود :

"شب شنبه یازدهم ذیعقده هزار و چهارده صبح که محل فیضان نور است حضرت نیّر اعظم از برج حوت به خانه شرف و خوشحالی خود که به برج حمل باشد انتقال فرموده چون اولین نوروز از جلوس همایون بود فرمودم که ایوانهای دیوانخانه خاص و عام به دستور زمان والد بزرگوارم در اقمشه گرفته آئینی در غایت زیب و زینت بستند و از روز اول نوروز تا نوزدهم درجه حمل که روز شرف است خلایق داد عیش و کامرانی دادند. اهل ساز و نغمه از هر طایفه و هر جماعت جمع بودند. بومیان رقاص و دلبران هند که بر کرشمه ، دل از فرشته می ربودند هنگامه مجلس را گرم داشتند فرمودم هر کس از مکیفات و مغیرات آنچه می خواسته باشد به خورد و منع و مانعی نباشد.

ساقی به نور باده بر افزود جام ما

 

مطرب بگو که کارجهان شد به کام ما

در ایام پدرم در این هفته هژده روزه مقرر بود که هر روز یکی از امرای کلان مجلس آراسته پیش کش های نادر از اقسام جواهر و مرصع آلات و اقمشه نفیسه و فیلان و اسبان سامان نموده و آن حضرت را تکلیف آمدن به مجالس خود می نمود و ایشان بنا بر سرافرازی بندگان خود بدان مجلس قدم رنجه داشته حاضر می شدند و پیشکشها را ملاحظه فرموده آنچه خوش می آمد برداشته تتمه را به صاحب مجلس    می بخشیدند. چون خاطر مایل رفاهیت و آسودگی سپاهی و رعیت بود در این سال پیشکشها را معاف فرمودم مگر قلیلی از چندی نزدیکان بنابر رعایت خاطر آنها درجه قبول یافت. در همین روزها بسیاری  از بندگان به زیادتی منصب سرافرازی یافتند ..."

در ابتدای تمام بخش های کتاب توزک جهانگیری شرح نسبتاً مفصلی از انعقاد جشن نوروز سال مربوط داده شده و جریان آن تا نوزده روز به رشته تحریر درآمده است. نمونه دیگری از نحوه برگزاری جشن مزبور به زبان خود جهانگیر بیان می داریم :

(جشن پنجمین نوروز) «... روز یکشنبه بیست و چهاردم ذی حجه بعد از دوپهر (ظهر) و سه گهری (گهئری = ۲۴ دقیقه) حضرت نیّبَر اعظم به برج حمل که خانه شرف و سعادت است تحویل نموده و این ساعت فیض بخش در مقام پاک بهل که از مواضع پر گنه باری بوده باشد مجلس نوروز ترتیب داده و به سنت پدر بزرگوارم برتخت جلوس نمودم صباح آنکه نوروز عالم افروز بود مطابق غرَّه فروردین ماه سنه پنجم جلوس در همین مقام بار عام داده جمیع امرا و بنده های درگاه به سعادت کرنش تسلیم مبارک باد سرفراز گشتند. پیشکش بعضی امرا از نظر گذشت. خان اعظم یک دانه مروارید که به چهار هزار روپیه قیمت شده بود گذرانید و میران صدر جهان بیست و هشت دست جانور شکاری از باز و جره و دیگر تحف به نظر گذرانید. مهابت خان دو صندوقچه کار فرنگ که اطراف آن را به تخته های بلور ترتیب داده بودند چنانچه هرچه در درون آن نهاده می شد از بیرون به نوعی می نمود که گویا هیچ حایلی نیست پیشکش نموده کشور خان بیست و دو زنجیر فیل از نر و ماده پیشکش گذرانید ... روز دیگر نوروز به قصد شکار شیر سوار شدم سه شیر ، دو نر و یکی ماده شکار شد ... »

مراسم با شکوه جشن نوروزی را که در یازدهمین سال جلوس جهانگیر برگزار شد وی در توزک خود با تفصیلات زیادی بیان داشته و جریان هر روزی از نوزده روز جشن را نگاشته است.

نورجهان ملکه نورالدین جهانگیر که ایرانی بود جشن نوروز را در قصر خود با اهتمام وصف نا پذیری برگزار می کرد. منجّمین دربار رنگی را که به نوروز هر سال مربوط بود به او می گفتند و او مقرر می داشت دیوارهای منزلش را به همان رنگ نقاشی کنند. رنگ فرشها و پرده ها و لباس تمام بیگمات ( خانمها) و کنیزها به همان رنگ مطابقت داشت. پوشش فیلان و اسبان و شتران و جانوران اهلی دیگر نیز به همان رنگ بود. حتی مخمل و اطلس هم که در تزئینات در و دیوار و زنان قصر به کار برده می شد همان رنگ مخصوص سال را داشت. در یک موقع خاصی جهانگیر در قصر وارد می شد و همراه نورجهان در شه نشینی جلوس می کرد. در آن وقت از نقارخانه صدای شهنائی و نوبت بلند می شد. فقراء دم در قصر جمع می شدند و به آنها صدقه داده می شد. سپس نورجهان و جهانگیر با هم به بالاخانه ای می آمدند و فیلان و اسبان و شتران و نظامیان از مقابل آنها با نشان دادن هنرهای خویش می گذشتند. در دنبال آنها مصنوعات صنعت کاران به نمایش گذاشته می شد. در آخر از طرف نورجهان مردم در نواحی مختلف شهر اطعام می شدند. سیدمحمدعلی اشهری در کتاب "نورجهان بیگم کی سوانحعمری" که به اردو نوشته ، مطالب جالبی پیرامون برگزاری جشن نوروز بوسیله نورجهان بیان داشته است.

شاهجهان پسر جهانگیر با ذوق ترین شخصی در بین تمام افراد خانواده سلاطین بابری به شمار
می رود او همان کسی است که زیباترین ساختمان جهان یعنی تاج محل را از خود به یادگار گذاشت و ابنیۀ متعدد و با عظمت تاریخی چون مسجد جامع دهلی و قلعه دهلی وغیره را ساخت. برگزاری جشن نوروز در دربار چنین شاهنشاه با ذوقی با ابهت و شکوه بیشتری صورت می گرفت. او در سال
۱۰۴۴ بر تخت طاووس که با هزینه ۱۰ میلیون روپیه ساخته شد در روز نوروز جلوس کرد شعرا قصایدی نوشتند ابوطالب کلیم نیز قصیده ای نوشته و هم وزن آن پول گرفت که ۵۵۰۰ روپیه شد.

ملا عبدالمجید لاهوری مؤلف بادشاه نامه (جلد اول صفحه ۱۸۶ چاپ کلکته) اولین جشن نوروز در زمان سلطنت شاهجهان را زیر عنوان "جشن مسرت افزای نوروز عالم آرا" چنین بیان نموده است : "... دبدبه قدوم به جهت لزوم نوروز جهان افروز جهانیان را نوید عشرت جدید رسانید وطنطنه مقدم فیض توام بهار نشاط آثار زمانیان را مژده عیش جاوید. از رسیدن کوکبه شاه رنگین کلاه گل اشجار پژمرده خلعت خرمی و شادابی پوشید و روزگار خزان دیده و چمن مهرگان رسیده بر زمردین بساط سبزه باده شکفتگی و سیرابی در کشید بلبل نغمه سرا به لحن باربدی غمزدگان خزان را نشاط تازه بخشید و صُلصُل جادو نوا به صورت زهروی افسردگان مهرگان را انبساط بی اندازه. ابر گوهر بار سایه بان فیض بر روی صحن گلشن برافراخت رعد خروشنده کوس عروسی گل بر بام فلک می نوازد یا صور رستخیز است که به احیای اموات نبات می پردازد. روز دوشنبه دوازدهم رجب هزار و سی و هفتم هلالی سرمایه نور و ضیای آسمانیان پیرایه فروبهای زمینیان. جمشید زرین کلاه خورشید عالم آرا کیخسرو آسمان گاه آفتاب ظلمت زدا رایات عدالت و اعتدال والویه شوکت و جلال به شرف خانه خویش  برافراشت. باد سبک پا به فرّاشی بساط عالم را رُفت و روب تازه داد و ابر چابک دست به سقّائی بسط زمین را آب و تاب بی اندازه روی کوه و هامون چون انگلیون (انگشتان) به گونه های رنگارنگ نگارین شد و رخسار باغ و راغ چون بوقلمون به رنگهای گوناگون نمودار بهشت برین شمال و روح پرور از ریاحین روح گستر عنبر تر به دامن و آستین کشید و از بوی بهار چون زلف یار و طبله عطار مشک بیز و عنبرریز گردید. عرصۀ زمین را سمن و یاسمین چون آسمان پر زهره و پروین ساخت. صحن بوستان از سبزۀ زمردین رنگ در فیروزه چرخ برین انداخت. گل جلوه کنان و عشوه گران نقاب از رخ بر انداخت و بلبل شیدا کاشانه دل را از متاع شکیبائی بپرداخت (نظم)

جهان شد تازه از باد بهاران

 

زمین را آبرو افزود باران

خور خرم نهاد خرمی دوست

 

به گلها بردرید از خرمی پوست

گل از گل تخت کاوسی بر آورد

 

بنفشه پَرِّ طاوسی بر آورد

ز هر شاخ شگفته نو بهاری

 

گرفته هر گلی بر کف نثاری

در این اوقات فرخنده سمات که از اعتدال هوا دلها از غم وا پرداخته بود و خاطرها با خرمی در ساخته، باهتمام پیشکاران کارگاه دولت و کارگزاران کارخانه سلطنت در صحن دولتخانه خاص و عام سایه بانی موسول به دل با دل که مانند عرش بلند مکان است و چون آسمان فراخ دامان بر افراخته سپهری دیگر به روی چرخ برین کشیدند و در ته آن اسپکی از مخمل زربفت و بردور آن شامیانه ها هم از این جنس به ستونهای طلا و نقره برپا کردند و فرشهای رنگارنگ و بساطهای گوناگون گسترده در و دیوار دولتخانه خاص و عام را به مخمل زربفت ، پرده های فرنگی و دیباهای رومی و چینی و زربفت های گجراتی و ایرانی آرایش دادند. مجلسی روی کار آمد که عقل دشوار پسندان جهانگرد را به حیرت انداخت بیت :

زده خیمهای بریشم طناب

 

درو فرش زربفت بیش ازحساب

همه پرده ها دیبه شستری

 

همه فرشها سندس و عبقری

چنان نقشها کرده بر وی نگار

 

که نقاش چین گشته زو شرمسار

خدیو عالم ، خداوند بنی آدم ، طراز کسوت جهانبانی ، مظهر رحمت یزدانی که پیش همت خورشید آثارش گنج شایگان مانند احجار بیمقدار است و دفاین معادن و خزاین بحار چون خاک و آب بی اعتبار بر اورنگ جهانبانی که سدره آمال و امانی است و طوبای افضال و کامرانی بافر آسمانی و شأن سلیمانی جلوس میمنت مانوس فرموده بر روی زمانیان اسباب نشاط و ابواب انبساط آماده و کشاده گردانیدند. نسایم عدل دماغ روزگار عطر آمود گردانید و روایح بذل مشام زمانه بخوراند و دو آفتاب بَرّونوال کوه و صحرا را منّور ساخت و ابر احسان و افضال خارستان و گلستان را تازه تر.

سریر مملکت اکنون کند سرافرازی

 

که سایه برسرش افکند خسروغازی

فلک کلاه غرور این زمان نهد از سر

 

که هست افسر شه بر سر سرافرازی

خطاب خسرو انجم کنون بگردانند

 

که مصلحت نبود خسرو به انبازی

غریو کوس و کرنا و صدای نفیر وسرنا ، آوای مسرت در زمان و زمین انداخت و طنطنه دعای اصحاب عمایم اصحاب عمایم و استحقاق و زمزمۀ ثنای سخن طرازان نظم و نثر ولوله در چرخ برین. دراری برج دولت در درج حشمت چار پادشاهزاده والاگوهر که چهار عنصر شخص دولت اند و ارکان اربعه کعبه سلطنت. در چهار گوشه تخت سلیمانی با فَرِّسلطانی قرار گرفتند و درپای سریر خلافت. سرآمد ارکان مملکت سردفتر اعیان دولت یمین الدوله آمفخان استاده سراعتبار برافراخت و دیگر ارکان دولت و اعیان سلطنت و سایر ارباب مناصب در خور نسبت و منزلت ایستادند و مجمع مفاخر و معالی یمین الدوله به نوازشهای ملوکانه امتیازیافت و عنایت خلعت زرین و انعام فیل گزین چندوله نام با یراق طلا و ماده فیل ضمیمه دیگر عواطف گردید...»

مؤلف بادشاه نامه برگزاری هر ساله جشن نوروز را در دربار شاهجهان در کتابش شرح داده و مطالب طولانی در این مورد مرقوم داشته است. مطابق نگارش او در هشتمین سال جلوس شاهجهان که برابر با سال ۱۰۴۴هجری بود عید فطر مصادف با نوروز گردید و در آن موقع دربار منتهی درجه تزئین گشت. خیمه های زربفت و مخمل در مقابل دیوان عام و دیوان خاص در قلعه دهلی زدند. در بین آنها یک خیمه بوسیله صنعت کاران گجرات با هزینه صد هزار روپیه تهیه و نصب گردید. ستون های خیمه را با طلا و نقره ساختند فرش هم کارهای طلائی داشت و در نزدیکی تختگاه شامیانه زرنگاری بود که در آن مرواریدهای قیمتی آویخته بودند. ستونهای شامیانه هم طلائی بودند. چتر مرصع که در آن دیده می شد غلاف مرواریدی داشت. در و دیوارها با نقره باف گجراتی، زربفت عراقی، دیبای رومی و چینی و پرده های فرنگی مزین بودند و در بین اینها تخت طاوس گذاشته شده بود. تفصیلات زیادی درباره این جشن نوروز که با عید فطر همراه بود در کتاب مزبور داده شده است و از این نگارشات به خوبی پیداست جشن نوروز در زمان شاهجهان با شکوه و عظمت خاصی برگزار می شد.

محی الدین اورنگزیب جانشین شاهجهان شد ، او مردی مقتصد و مسلمان متعصبی بود و در زمان حکومت وی برگزاری جشن نوروز از طرف دربار دهلی منسوخ گردید ولی پس از او باز هم سلاطین دهلی این جشن را برگزار می کردند و حتی آخرین پادشاه بابری به نام بهادرشاه ظفر که به دست انگلیسی ها حکومتش فقط به قلعه دهلی محدود شده بود در انعقاد جشن نوروز اهتمام خاصی داشت و این موضوع از بعضی قصاید اردوی شیخ ابراهیم ذوق به خوبی پیداست.

در نتیجه اهمیت فراوانی که قرنها از طرف پادشاهان و امرا و درباریان مسلمان در هندوستان به نوروز داده می شد ، در زندگی عموم مردم مسلمان این سرزمین نفوذ قابل ملاحظه ای پیدا کرد و در بین توده مردم علاقه خاصی نسبت به جشن نوروز بوجود آمد. به ویژه شیعیان آن دیارها که در عقاید دینی تابع علمای ایران بوده و به حکم بستگی های دینی و ملی با اهالی این کشور هم مرام و همگام اند گرفتن عید نوروز را جزو فرایض مذهبی و سنن ملی محسوب داشتند. مرحوم علامه محمد حسن النجفی در مقاله نهم خود که در مورد نوروز نگاشته وسال ۱۳۵۹هجری در بمبئی چاپ کرده است می نویسد:

"اقوام مختلف شیعه اثنی عشری از ایرانی و عرب و ترک و هندی و سندی و تبتی و کشمیری وغیره نوروز شناس اند و همه آنان با یک عاطفه دینی ، آن روز بزرگ را گرامی دارند و آثار نوروزی و وظایف مذهبی را در آن به جا آوردند ... شیعیان هندوستان نیز نوروز را گرامی دارند و آن را عید بزرگ شمارند و مخصوصاً در لکهنو وغیره خوشنودیها کنند و وظایف نوروزی خود را به جا آورند. نسبت به بزرگی نوروز و تاریخ اجتماعی آن به زبانهای مختلف اوراق ها نوشته و خدمتها به این روز باستانی نمودند... "

در پاکستان جشن نوروز که مصادف با ۲۱ الی ۲۳ مارس می باشد معمولاً سه روز به طول       می انجامد. در خلال این مدت شیعیان اثنی عشری ، معتقدند به این که نوروز روز اعلام خلافت بلافصل امیر مومنان علی علیه السلام است لباسهای نو و پاکیزه در بر می نمایند و بساط دعوت و شادی پهن      می کنند اوراد و اذکار و دعاهای مربوط و سایر آداب را در آن روز و در هنگام تحویل آفتاب به برج حمل که هر سال در تقویم های اردو چاپ می شود به جای می آورند و به یکدیگر این عید را تبریک می گویند. نمازی که در روز نوروز وارد گردیده می خوانند. در منازل وجاهای اجتماع آنان ، چراغانی و تزئینات جالبی صورت می گیرد و در آن محافل قصیده خوانی برپا می شود. در اینگونه محافل ، قصایدی در منقبت مولای متقیان علی ابن ابیطالب خوانده می شود. سفره نوروز هم عده ای تهیه می نمایند که شامل هفت نوع سبزی و هفت رقم میوه های تازه و هفت جنس از آجیل همراه تخم مرغهای رنگارنگ و بادبزبانهای دستی      می باشد.

عید نوروز در بین شیعیان شبه قاره بدون مراسم دیگر آنکه در ایران رواج دارد مانند چهار شنبه سوری و خانه تکانی و سیزده بدر و امثال اینها برگزار می شود و بیشتر جنبه دینی و مذهبی به خود گرفته است به همین جهت آن توأم با نیابش و عبادت و نماز و نیاز است. اعتقاد عموم مردم در آنجا بر این است که در لحظه تحویل خورشید درِ اجابت دعا باز و ادعیه قبول و مرادها بر آورده می شود از اینرو هنگام تحویل آفتاب مراد خواهان دور هم گرد می آیند و در مقابل چشمان همگی تنگه ای پر از آب که سوراخ باریکی در ته آن وجود دارد به وسیله طنایی می آویزند. همه حاضران چشم بدان تنگه می دوزند و با نهایت اشتیاق منتظر فرا رسیدن لحظه تحویل آفتاب می نشینند. همین که حس می کنند جریان قطرات آب از سوراخ کمی متوقف شده باشعف عجیبی ادعیه و مرادهائی را که در سینه محبوس نگاه می دارند با     لب های لرزان رها می سازند.

در تعدادی از خانواده ها مرسوم است در موقع تحویل خورشید تمام افراد فامیل دورهم جمع
می شوند، در وسطشان کاسه ای پر از آب روی سینی بزرگی قرار می گیرد. در آب عطر و گلهای محمدی و گلاب می ریزند و بزرگ خانواده «یا ذوالجلال و الاکرام ، یا مدبر اللیل و النهار ، یا مقلب القلوب و الابصار ، حول حالنا الی احسن الحال» بر زبان می آورد و سایرین در خواندن این فقرات از او پیروی
می کنند و این عمل
۳۶۵ بار تکرار می شود و پس از خواندن اوراد شخص مزبور درود گویان آب کاسه را به وسیله انگشتان دست بر روی همه افراد موجود می باشد و بقیه را در گوشه ای از حیاط می ریزد و این تشریفات نزد همه علاقمندان به نوروز سرچشمه یُمن و سعادت محسوب می گردد.

شیعیان لکهنو که به پاکستان مهاجرت نموده اند در روزهای نوروز ابتکاری را به خرج داده و آب رنگارنگ را به وسیله تلمبه های کوچک و ظریف روی لباسهای یکدیگر می پاشند و از این بازی چنان لذت مفرطی می برند که گویی مقصد حقیقی شان را یافته اند. در خود لکهنو که یکی از مراکز مهم شیعیان هندوستان به شمار می رود هنوز هم اهتمام خاصی در مورد گرفتن جشن نوروز به کار برده می شود و جنب و جوش زایدالوصفی در بین شیعیان آن دیار در نوروز به چشم می خورد به طوری که این جشن را باید از اعیاد بزرگ دینی آنان قلمداد نمود.

وزیر محمد اشرف خان متخلّص به اشرف در آغاز اثر خود بنام ارمغان گلگت که به سال ۱۹۵۷ در لاهور چاپ شد می نویسد که در نواحی گلگت در شمال  کشمیر برگزاری جشن نوروز همراه با اجرای برنامه های آتش بازی و تیر اندازی و چوگان بازی می باشد. برنامه های جشن نوروز در نواحی شمال غربی ، پاکستان باختری که از چندین حیث به ایران نزدیکتر است بسیار جالب و توأم با جریانات خاصی می باشد. در آنجا علاوه بر پوشیدن لباس نو و تبریک گفتن به یکدیگر پس از تحویل خورشید و ترتیب یافتن مجالس قصیده و شعر ضیافتهایی نیز به مناسبت جشن مزبور در منازل صورت می گیرد و در آن سفرۀ امیرالمومنین که شامل هفت نوع میوه خشک و سبزیجات و یکنوع بیسگویت به نام «کلوچه نوروزی» و پلو با گوشت مرغ سفید و تخم مرغهای رنگ زده می باشد گسترده می شود. مرغ سفید هر قدر هم که ناپیدا باشد فراهم می کنند زیرا که تهیه پلو با گوشت مرغ سفید را شگون نیک می دانند. کلوچه نوروزی در بین مردم پیشاور محبوبیت خاصی دارد و حتی افراد غیر شیعه نیز به آن علاقه زیادی دارند.

پس از قرائت «فاتحه» و صرف (نذر) امیرالمومنینع ، مردان و زنان شیعه در آن نواحی از خانه بیرون می روند و مدتی درباغها و چمن زارها به گردش می بردازند و کوشش می کنند برهنه پا بر سبزه و چمن قدم بزنند و این عمل را «سبزه لگد کردن» می نامند بدین ترتیب تمام روز را با خوشحالی و شادکامی به سر می برند و عید نوروز یکی از اعیاد جالب مرزنشینان پاکستان غربی به شمار می رود.

در ناحیه پاراچنار (پاکستان غربی) در روز نوروز زنان با تفنگ از خانه بیرون می روند و در مرغزارها و لب رودخانه ها به شکار می بردازند و مردها نیز درجاهای وسیع مبادرت به نمایش بازی های مختلفی می ورزند.

 

ناگفته نماند ایرانیان و زردشتیان مقیم پاکستان و هند که در تعداد قابل توجهی در نقاط مختلف آن دو کشور سکونت دارند عید نوروز باستان را با کلیه تشریفات و مراسم آن که در ایران معمول است برگزار
می کنند و جشن نوروز آنان با جشن نوروز ایرانیان در ایران فرقی ندارد.


Cultural Center Consulate General of The Islamic Republic of Iran

4-Main Gulbarg Road - Lahore - Pakistan

Tel: +92-42-99263358-60 Fax: +92-42-35711486 E-mail: Lahore.icro.ir@Gmail.com Web: http://Lahore.icro.ir

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
banners
فارسی داخلہ 2018

اسلامک سکولز

معرفی سعدی آموزش

یازدھمین جشنوارہ رسانہ ھای دیجیتال

جایزه جهانی اربعین

اسلام کمیکز

فراخوان اعظای نشان سعدی و اقبال

ھمائش حلال

مذہبی تعلم مصطفیٰ یونیورسٹی

داخلہ دانشگاہ یزد

دانشگاہ تہران

دانشگاہ الزھرا (س)

کتابخانہ دیجیتال سازمان

نامہ رہبر معظم بہ نوجوانان غربی

اوقات شرعی

سایت رایزنی فرہنگی

Ashnayi ba lahore

darbarha

majala 23,1391

libraries

kfpics

live ziaraat

Imam Khumeini

dafter Khamnaee

akhbaraat

farsi link

تبریز 2018
vote
نظرسنجي غير فعال مي باشد
UsersStats
Visitorsofpage: 508
Visitorsofday : 137
Visitorsofpage : 1598748
Onlinevisitors : 4
PageLoad : 1.4844

مقالات پژوھشی|صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت