جمعه ٢٥ آبان ١٣٩٧ صفحه اصلی|آرشیو اخبار|مقالات پژوھشی|فارسي|اردو
 
صفحه اصلی|مقالات پژوھشی|صفحه اصلی|ايران|تماس با ما
Title
iran
خانه فرهنگ لاهور
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
NewsletterSignup
نام :   
ایمیل :   

 

خانه فرهنگ سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران – لاهور

1396

 

چند کلمه دربارۀ

نقّاشی سنتی ایران معاصر

 

یکی از گرایشات رایج در نقّاشی معاصر ایران، نقّاشی بر اساس "نقّاشی سنتی ایران" (مینیاتور یا    به اصطلاح نگارگری) می باشد. "مینیاتورسازی معاصر ایران"، اگرچه تفاوت های عمده و بنیانی ای با شیوۀ سنتی و به قولی اصلی خود دارد امّا در هر حال، به دلایل چندی، ادامۀ همان مینیاتور قدیم ایران محسوب می شود.

آنچه موجب تفاوت عمدة مینیاتور معاصر با شیوۀ سنتی اش می شود نه تنها در تغییر قطع و اندازه نقّاشی از کوچک به بزرگ، رها شدن آن از همراهی با کتاب و مهمتر از آنها، وارد نمودن ویژگی های نقّاشی ناتورالیستی نظیر پرسپکتیو، نور، حجم پردازی، آناتومی و ... می باشد، بلکه این تفاوت در انتخاب موضوع و مضامین و محتوای آثار نیز خود را نشان می دهد.

مینیاتور قدیم ایران، يا چنانچه امروزه می گویند "نگارگری" یا "نقّاشی سنتی ایران" تا اواخر دورۀ صفویان به حیات خود ادامه داد و در آنزمان با نفوذ تمدن غربی و رویکرد دربار و اشراف به نقّاشی غربی که حامیان اصلی آن بودند از یکسو و خود هنرمندان از سوی دیگر، هر روز گامی به عقب نشست و       به انحطاط گرائید. در حقیقت، حضور قدرتمند "رضا عباسی"، نقطه پایان آن بود.

در "نقّاشی سنتی ایران"، ما به جای جهان عینی با جهان تخیل و تمثیل روبروئیم. این جهان جائی است که در آن هیچگاه هنرمند آفرینندۀ آن، تسلیم واقعیتهای بصری جهان ماده نشده، بلکه در آن پیوسته در جستجوی جهان انتزاعی میان ماده و روح می باشد. او هرگز روی طبیعت اطراف نقّاشی نمی‌کند و هرگز در صدد بازنمایی جهان عینی و طبیعتِ محسوس نیست، هرچند که از عناصرِ واقعی جهان اطراف خویش وام گرفته و آنها را با هم ترکیب می‌کند. هنرمند ایرانی، دنیائی خلق می‌کند که پیش از آنکه واقعی باشد، خیالی و ذهنی است. از این روست که رنگها، عناصر و اشیاء، شکل واقعی خود را ندارند بلکه خیالی هستند.

به طور کلی، مهمترین ویژگیهای نقّاشی سنتی ایران که برتری جهان تخیلی بر جهان عینی و محسوس اصل مهّم آن محسوب می شود عبارتند از: عدم وجود پرسپکتیو و عمق نمایی؛ به کارگیری شیوه‌ای خاص برای نشان دادن فضا که در آن صحنه و فضا از پائین به بالا گسترش می یابد به جای پرسپکتیو غربی، عدم تعیین منبع نور در صحنه یا به عبارتی دیگر گستردگی نور؛ استفاده از رنگهای تخت، یکنواخت، متنوّع، درخشان و تمثیلی؛ عدم تأکید روی بدن انسان؛ اهمیت دادن یکسان به طبیعت و انسان؛ ساده سازی فرمها و عدم توجّه به آناتومی؛ عدم شبیه سازی؛ عدم حجم پردازی و سایه روشن؛ عدم وجود زمان مادّی؛ شکست زمان و همزمانی حوادث؛ شکست مکان یا به عبارت دیگر شکست معماری و طبیعت؛ همراهی با متوان ادبی، عرفانی و رزمی؛ به کارگیری نقوش تزئینی خاص و ...

تقریباً تمامی یا اغلب این خصوصیات، به هنگام تجدید حیات این نقّاشی در 70-60 سال اخیر.   با توجه به گرایش عمیق جامعۀ هنری ایران به نقّاشی ناتورالیستی غربی و حاکمیت اصول این نقّاشی      به طور کلّی در هم ریختند: پرسپکتیو و عمق نمائی، خود را کم و بيش در آثار نشان داد؛ زمان مادي و نور طبيعي در آثار برخی از نقّاشان بروز یافت؛ گرایش به سایه روشن و حجم پردازی زیاد شد؛ توجه به پیکر انسان و رعایت آناتومی بیش از پیش اهمیت یافت؛ و ...

آثار مینیاتور معاصر ایران به دو صورت کلّی بروز کرده و می کند:

1.  تصاویری که اشعار عرفانی و رزمی شاعران قدیم ایران را در کتابها همراهی می کند که معمولاً این کتب نیز در تیراژ قابل توجّه چاپ و منتشر می شوند.

2.  تابلوهای مستقل؛ که منبع الهام اغلب این آثار نیز همین اشعار هستند، خصوصاً اشعار حماسی- تاریخی فردوسی، و عرفانی- فلسفی حافظ و خیام و نظامی و ... در هر دو صورت، برخی از این آثار به صورت پوستر و کارت پستال منتشر می شوند.

صورت اوّل قضیه نیز خود به دو صورت انجام می گیرد:

الف: نقّاش مینیاتوریست، براساس سفارش ناشر یا مؤسسه ای، جهت دیوان اشعار یکی از شاعران تصاویر مورد نظر را می سازد. از آنجا که هرگز شعری را نمی توان دقیقاً معنا کرد، تصاویر        بی شماری را به مفاهیمی که در آن پنهان است می توان ارائه داد. در آفرینش این قبیل آثار هم، اغلب نقّاش آزاد است تا برداشت خود را از مفاهیم شعر به صورت تصویری ارائه دهد.

ب:   از آنجا که منبع الهام اغلب مینیاتور سازان معاصر، اشعار شاعران گذشته است؛ ممکن است، بدون دریافت هیچگونه سفارشی، هنرمند با الهام از شعری، اثر یا آثاری بیافریند و بعداً ناشری از آنها در متن کتابی که شعر مذکور آمده، استفاده نماید. که البته در صورت اخیر، چنین تصاویری با تصویرسازی برای کتاب، اندکی متفاوت است.

در ترکیب برخی از تابلوهای مینیاتور معاصر، همچون آثار مینیاتور سنتی ایران، از خوشنویسی ایرانی که اغلب چند بیت از شعری است که تصویر با الهام از آن انجام گرفته است؛ استفاده می شود. علاوه بر کلکسیونرها و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مشتریان داخلی و خارجی (اغلب به هنگام مسافرت ایشان به ایران یا هنگام برپائی نمایشگاه هنرمند در خارج از کشور) خریداران اصلی این آثار محسوب    می شوند. مواد مصرفی برای اجرای آثار مینیاتور معاصر ایران آبرنگ، گواش و بعضاً هم آکرولیک می باشد و معمولاً روی مقوا- غالباً سفید رنگ- اجرا می شوند. قطع اغلب این آثار، متنوّع و نسبت به مینیاتورهای قدیم ایران که محدود به قطع کوچک بودند، بزرگتر هستند. آثار بسیاری یافت می شوند که در قطع       70 x 100 یا بزرگتر اجرا شده اند.

اگرچه درمیان برخی "روشنفکران"، هنرمندان "مدرنیست" و یکی دو منتقدی که وجود دارد چندان عنایتی به مینیاتور به چشم نمی خورد و بعضی وقتها، برخی از آنها مخالفتهایی با اینگونه آثار از خود نشان داده و آنها را مورد نقد قرار می دهند امّا در هر حال به دلیل قابل فهم بودن تصاویر، وجود فضای صمیمی و آشنای برخی از آثار، و ارتباط حدّاقل ظاهری آنها نسبت به مینیاتورهای سنتی ایران، مجموعاً موجب گردیده که غالباً در میان تودۀ مردم با اقبال بیشتری روبرو شوند.

تجدید حیات نقّاشی سنتی ایران، مرهون تلاش "حسین بهزاد" و "هادی تجویدی"، و هنرمندانی که در پی ایشان آمده اند می باشد: "حسین الطافی"، "حاج حسین اسلامیان"، "نصرا... یوسفی"، "ابوطالب مقیمی"، "محمد علی زاویه"، "علی کریمی"، "عبدا... باقری"، "علی مطیع"، "محمد تجویدی"، "محمود فرشجیان"، "اردشیر تاکستانی"، "عباس جلالی"، "سوسن آبادی"، "مجید مهرگان"، "محمد باقر آقامیری" و ... که در آن میان نقش کسانی چون "فرشچیان"، "زاویه"، "کریمی"، "مطیع" و "مقیمی" را اولاتر می‌دانند. اینان علاوه بر نو آوری در نقّاشی سنّتی ایران، اغلب به تلاش گسترده‌ای نیز برای تجدید حیات تذهیب، تشعیر، نقش قالی و غیره دست زدند. البته تلاش کسانی همچون "حاج مصوّر الملکی" (1358- 1268 اصفهان) نیز در جریان کلّی رونق گرفتن دوباره نقّاشی سنتی (مینیاتور) مؤثر بود.

"حاج مصوّرالملکی" درخانواده‌ای هنرمند به دنیا آمده بود، چنانچه از قول پدرش نقل کرده بود:  در رگهای ما به جای خون، رنگ جریان دارد(1). "مصوّر الملکی" از جمله کسانی بود که برخی از قواعد نقّاشی غربی نظیر پرسپکتیو را وارد مینیاتور نموده و براستفاده آن نیزاصرار نمود(2). چنانچه یکی از معروفترین کارهای خود به نام "تخت جمشید" را با استفاده ازاصول پرسپکتیو خلق نمود. این تابلو اثر باستانی تخت جمشید را قبل از تخریب نشان می‌دهد در حالی که 4 هزار پرسوناژ در آن ترکیب شده‌‌ است(3).

"حسین بهزاد" (1349-1273)، مینیاتور را از پُرکاری و وجود تزئینات و نقوش ریز در آورده و  به سمت طرحهای ساده و کم کار سوق داد و به خط در این نقّاشی، شخصیت تازه‌ای داد. وی رنگهای متنوّع نقّاشی سنّتی ایران را به کناری نهاد و بیانی تازه وغیره سنتی از رنگ را پیش کشید. پرسوناژهای بهزاد که اغلب بر روی زمینه‌ای نسبتاً "آبستره" قرار دارند به آثار وی هویت خاصی بخشیده اند. ژان کوکتو (Jean Cocteau) (1963-1889) دربارۀ بهزاد می نویسد: "بهزاد، پیغمبر افسونگری است داستانسرا. اگر همیشه مشرق زمین با قصه‌های شیرین هزار و یکشب و کاخهای کهن افسانه‌ای و کنیزکان سیه چشم ماهرویش برای ما داستان می گفتند، این بار مردمی با موی سپید و اندامی تکیده و چشم های با نفوذ،     به یاری خطها و رنگهای سحر آمیزش، نقش های افسون کننده ای در مقابل دیدگان ما گشوده است(4).

"بهزاد" با رجوع به نقّاشی غرب و مکاتب گذشته نقّاشی سنتی ایران تلاش کرد تا به قول خودش؛ جان تازه‌ای به هنرِ در حال انحطاط و یا حدّاقل راکدِ مینیاتور داده و تغییراتی متناسب با مقتضات روز در آن ایجاد کند: "مطالعۀ من در سبکهای مختلف نقّاشی ایرانی و غربی بدین منظور بود که ایرانی باشد و ضمناً با هنر امروز تطبیق کند. شیوۀ نقّاشی مینیاتور که به صورت تقلیدی غلط و ناپسندی در آمده بود، رفته رفته از بین می رفت، من کوشش داشتم سبکی به وجود آورم تا این هنر ملّی فراموش نشود(5).

در بهار 1347، از طرف شورای استادان هنرکده هنرهای تزئینی، مراسم بزرگداشت "حسین بهزاد"، با حضور "پهلبد" وزیر فرهنگ و هنر وقت، گروهی از نمایندگان دو مجلس و شخصیت های مملکتی برگزار شد و عنوان استادی افتخاری هنر به وی اعطا شد. "علی دشتی" در مراسم تجلیل از "حسین بهزاد" پیرامون هنر وی گفت: "بهزاد سنتهای مینیاتوری را که تحت تأثیر شیوۀ مغولی بود، با یک بدعت دگرگون کرد و از مینیاتور مغولی، مینیاتوری که ضرورت زمانۀ ماست بیرون کشید". بهزاد در قسمتی از مصاحبه ای که در پایان همین مراسم با "مجلۀ هنر و مردم" انجام داد، دربارۀ نقّاشی سنّتی ایران و ابداعات خود در شیوۀ این نوع نقّاشی چنین گفت: «تحولات مینیاتور ایران به سه دوره متمایز می شود: "دورۀ مغولی"،  "عهد صفویه" و "امروز"...

"مینیاتور مغولی" پابند آناتومی نبود و در آن رعایت تناسب نمی شد. نقّاشی این عهد با خط چندان سازگاری نداشت. [...]

در دورۀ صفویه، "رضا عباسی" بدعت تازه ای در این هنر نهاد. او قسمتی از اصول و قواعد سبک مغولی را نادیده گرفت و خط را وارد مینیاتور نمود. او با طرّاحی به ساختن مینیاتور پرداخت.       به هرحال اگرچه سبک نقّاشی مينیاتور در "عهد صفویه" خصوصاً توسط "رضا عباسی" دگرگون شد امّا صورتها هنوز به شکل مغولی بود.

مرحلۀ سوّم تحوّل مینیاتور به وسیلۀ من به وجود آمد. شیوۀ نقّاشی مینیاتور در آن هنگام        به صورت تقلید غلط و ناپسندی در آمده بود و رفته رفته رو به زوال می رفت. من صورت مغولی را از مینیاتور دور ریختم. از ابتدای کار هدفم این بود که سبکی تازه و شیوه ای اصیل به وجود آورم که نه تقلید از کار پیشینيان باشد و نه خارج از چهار چوب قواعد اساسی مینیاتور. من می خواستم سبکی به وجود آورم که ایرانی باشد و ضمناً با هنر امروز هماهنگی و همراهی داشته باشد. [...] به این منظور در سال 1314 به فرانسه رفتم و در پاریس به مطالعۀ هنرِ دنیای جدید پرداختم. مینیاتور تا پیش از من "آناتومی" نداشت. "فاقد پرسپکتیو" بود. من این دو را تا آنجا که به مینیاتور لطمه نزند، وارد مینیاتور کردم.

"رنگ" را هم آزاد گذاشتم تا نقّاش ناگزیر نباشد رنگها را اجباراً به کار گیرد. مسئله دیگر در مینیاتور قدیم، ریزه کاریهائی بود که بیشتر آنها ضرورتی نداشت؛ فقط وقت می گرفت که من تا حدّ ممکن از آنها صرف نظر کردم ...»(6) بدینسان یافته های نوین "حسین بهزاد" در زمینۀ طراحی، رنگ، خط و فضا سازی به همراه دستاورهای "هادی تجویدی" و شاگردان آنها شکلی نو به نقّاشی سنتی ایران بخشیده و بار دیگر آن را درهنر معاصر ایران طرح نمودند. "بهزاد" در سراسر زندگی خود حدود 400 تابلو ساخت(7)، اگرچه خود تعداد کارهایش (طراحی و نقّاشی) را متجاوز از 10 هزار ذکر کرده بود(8). پس از "کمال‌‌الملک"، "بهزاد" تنها نقّاش ایران است که تا زمان مرگش درسال 1347، بیش از 50 مقاله دربارۀ زندگی و آثارش در مطبوعات ایران به چاپ رسید و در توصیف او و کارش از عناوینی همچون "خداوند هنر، استاد بهزاد"(9)، "نقّاش خیال، حسین بهزاد"(10) و "بهزاد مردِ بی جانشین مینیاتور ایران"(11) استفاده نمودند.

"هادی تجویدی" (تهران /1318-1273/ اصفهان) که خوشنویس و موسیقیدان متبحّری نیز بود، نقش مهمّی در تاریخ معاصر هنر مینیاتور ایران دارد. اگرچه وی در سال 1318 درگذشت امّا تأثیرات عمیق وی بر جریان مینیاتور معاصر ایران از طریق شاگردانش تا امروز همچنان دوام آورده است. از          "هادی تجویدی" به عنوان حلقۀ اتصال هنر نقّاشی سنتی به نسل امروز یاد می کنند(12). "تجویدی" که در خانواده ای اهل هنر و دانش، متولّد شده بود پس از آموختن اصول اساسی نقّاشی سنتی و آبرنگ در زادگاه خویش، در سال 1295 با برادرش مهدی (معروف به مهدی تائب که وی نیز نقّاش بود) به تهران آمد و ضمن "تدریس آبرنگ" در "مدرسۀ کمال الملک"، به آموختن فنون نقّاشی ناتورالیستی زیر نظر "کمال الملک" پرداخت(13). وی به سال 1310 از نظر تعلیم و تدریس رشتۀ مینیاتور، بین هنرمندان وقت، مرتبۀ اوّل را احراز نمود: از آنجا که ظاهراً، دولت وقت تصمیم به احیای هنرهای سنتی و خصوصاً مینیاتور که در حال اضمحلال کامل بود، گرفته بود، اقدام به انجام مسابقه ای گردید که سرانجام "هادی تجویدی" نفراوّل، "حسین بهزاد" نفر دوم، و "مهدی تائب" (برادر هادی تجویدی) نفر سوم شدند. در این امتحان، 18 نفر از مستشرقین خارجی (از جمله پروفسور پوپ) و یک استاد ایرانی، به عنوان ممتحن حضور داشتند(14).         از همینجا بود که تدریس مینیاتور در هنرستاتهای هنری جدّی گرفته شده و روز به روز گسترش یافت. "هادی تجویدی"، در روش خود تغییرات تازه‌ای وارد نقّاشی ایرانی نموده که سرچشمۀ برخی از تحوّلات بعدی در قلمرو مینیاتور معاصر ایران شد. ازجمله وی به دو عنصر "پرسپکتیو" و "سایه روشن" به طور جدّی توجّه نمود. تمایل وی به وارد نمودن برخی از مختصات نقّاشی ناتورالیستی- رئالیستی غرب در نقّاشی ایرانی را می توان در اغلب آثار وی مشاهده نمود. به عنوان نمونه وی حتّی نقوش و تزئینات موجود در معماری را نیز به "پرسپکتیو" بُرد و یا چهره ها را برخلاف سنت دیرین مینیاتور ایران، کاملاً سه بعدی ساخت. بدین ترتیب "هادی تجویدی" با تلفیق بعضی از اصول مینیاتور و برخی از ویژگی های نقّاشی رئالیستی- ناتورالیستی غرب که از "کمال الملک" آموخته بود، مینیاتور ایران را دگرگون نمود و با تعلیماتش باعث تشدید این روند گردید؛ روندی که توسط شاگردانش و به خصوص فرزندش "محمد تجویدی" به صورت عمیق تر و بارزتری خود را نشان داد. از معروفترین آثار "هادی تجویدی"، " ملاقات يوسف و یعقوب" و "فردوسی در دربار سلطان محمود" می باشند(15).

"حسین اسلامیان" (تهران / 1359- اصفهان / 1290) که رموز و فنون هنرهای سنتی را در اصفهان در مدت 20 سال نزد "میرزا آقا امامی" فراگرفته بود، در سال 1326 به تهران آمد تا دامنۀ فعالیّت خود را گسترش دهد. او در سال 1334 از طرف ادارۀ هنرهای زیبای کشور به همکاری دعوت شده و به عنوان استاد مینیاتور به فعالیّت پرداخت، جائی که تا آخرین روزهای عمر خود در بهار 1359 به کار مشغول بود. وی با شروع کار خود در تهران، آثار بسیاری به وجود آورد که در تعدادی از آنها، تأثیرات نقّاشی غربی از جمله "سه بُعد نمائی" و "پرسپکتیو" نمایان است. او نیز به روش خود، نقّاشی ناتورالیستی غربی را با روش سنتی نقّاشی ایرانی درهم آمیخت. ایجاد "سایه روشنهای ملایم" و به کارگیری "پرسپکتیو" از جمله ویژگی های کار وی می باشد که به همراهی رنگهای غنی و عمیق متجلّی می شوند(16). "اسلامیان" یکی از استادان بی بدیل معاصر در رشته "تذهیب" و "تشعیر" نیز بود که البتّه در این دو، بیشتر به اصول سنتی وفادار ماند. یکی از بهترین آثار او در این زمینه، شاهنامۀ فردوسی است که به سال 1350 خاتمه یافت. نقّاشی های این کتاب را هنرمندان دیگری انجام داده بودند. تصاویر این کتاب، از یکسو نمونة بارزی از تلفیق عناصر نقّاشی ناتورالیستی و عناصر سنّتی مینیاتور ایران و از سوی دیگر، نمونه ای از تضاد بین "تذهیب" و "تشعیر" اصیل ایرانی با نقّاشی هايي که بیشتر به شیوۀ غربی اجرا شده اند، هستند. به عنوان نمونه می توان به نقّاشی های "محمد بهرامی" که در آنها به شیوۀ طبیعت پردازی (ناتورالیسم) با           به کارگیری "سایه روشن" و "نور" و "پرسپکتیو" کار کرده، اشاره نمود.

درمیان شاگردان "هادی تجویدی" از 4 نفر یعنی "ابوطالب مقیمی"، "محمد علی زاویه"،      "علی کریمی" و "علی مطیع" می‌توان نام برد که بعد از وی بخشی از مینیاتور معاصر ایران را تحت الشعاع آثار خود قرار دارند.

"ابوطالب مقيمی" (1347-1291 تهران) تحصیلات دورۀ متوسطۀ خود را در "دارالفنون" به پایان برد و از هیجده سالگی به "مدرسۀ کمال الملک" وارد شد. ابتدا نقّاشی ناتورالیستی را نزد "آشتیانی"، "حیدریان"، "شیخ" و "رخساز" (شاگردان کمال الملک) آموخت. سپس وارد "هنرستان عالی هنرهای ایرانی" (که در آن زمان صنایع مستنظرفه نام داشت و بعدها "هنرستان کمال الملک" نام گرفت) گردید و "مینیاتور سازی" را نزد "هادی تجویدی"، و "تذهیب" را نزد "میرزا علی دُرودی" آموخت. از او به عنوان یکی از بهترین شاگردان استاد "هادی تجویدی" نام می برند(17). "مقیمی" نیز همچون اکثر مینیاتوریست‌های عصر حاضر، سعی نمود تا ضمن استفاده از برخی از اصول هنری گذشته و تلفیق آن با دستاوردهایی که از نقّاشی غرب فرا گرفته بود، بارها از اشعار شعرای قدیم ایران که دارای ابعاد فلسفی و عرفانی بودند، جهت آفرینش آثارش الهام بگیرد. "وی معتقد بود که برای فراگرفتن هنر مینیاتور، باید هنرجویان نخست از تمام موجودات و طبیعت طرّاحی نمایند و پس از اینکه در این کار ورزیدگی یافتند و طبیعت را خوب شناختند به تقلید از طرحهای مینیاتور، به ویژه از دوران هرات و صفویه که پایه و       بنیاد مینیاتور است بپردازند و سپس با استفاده از ذوق و خصوصیات ذاتی خویش، شیوۀ خاصّ خود را پدید آورند"(18). آمیختگی نقّاشی سنتی و نقّاشی ناتورالیستی در تمامی آثار وی به چشم می خورد.

از نقّاشان مینیاتوریست دیگری که همراه با "مقیمی" به فعالیّت پرداخت و نقش مهمّی در بخشي از مینیاتور معاصر ایران بازی کرد، باید به "محمد علی زاویه" (1367-1290 / تهران) اشاره نمود. "زاویه" پس از گذراندن تحصیلات ابتدائی، به سال 1308 به مدرسۀ "صنایع مستظرفه" وارد و در سال 1319 در رشتۀ مینیاتور با درجۀ ممتاز فارغ التحصیل شد. بین سالهای 27-1326 با سمت ریاست موزه هنرهای ملّی به کار پرداخت. بارها موفق شد که موزه‌های بزرگ جهان را ببیند. این دیدارها، درکار وی در جهت استفاده از عناصر نقّاشی ناتوالیستی بی تأثیر نبود. اگرچه ظاهراً خود او چندان به این امر معتقد نبوده است: " ما در مینیاتور به پرسپکتیو بهای چندانی نمی دادیم و آنچه که در تخیّل ما می آمد، نقش می کردیم. در آن سالها پس از آنکه "پرتره سازی" و "حجم پردازی" را از استاد "هادی تجویدی" آموختیم، گاه پرسپکتیو را  مورد توجّه قرار می دادیم و گاه نیز بدون آن کار می کردیم. البته من پس از دیدار از موزه ها و نمایشگاههای اروپائی پی بردم که به جای تقلید از اصول آثار هنرمندان غربی، می بایست به قواعد         پر ارزش هنرهای ایرانی- اسلامی خود برگردیم و اگر نتوانیم در متحوّل ساختن آن بکوشیم. از اینرو پس از بازگشت از اروپا، بیش از گذشته به کارهای سنتی و ملّی از یکسو و به تعلیم شاگردان خود در این جهت  از سوی دیگر پرداختم [...] در رنگ آمیزی چهره‌های آثارم، همچون مینیاتور سازان گذشته، از رنگهای   غیر واقعی استفاده نمودم تا هرچه بیشتر از شبیه سازی که منجر به شخصیت پردازی می شود، دوری نمایم، امّا برای زیبا ساختن چهرۀ پرسوناژهیم، به ناچار از سایه روشن استفاده نمودم(19). البته "زاویه" حجم‌ نمایی و عمق‌ نمایی را بیشتر در چهره ها و گاه در منظرۀ زمینه به کار می برد، و رنگ آمیزی لباسهای پرسوناژها و نقشهائی را که استفاده می نمود اغلب، همچنان به صورت تخت، یکنواخت و بدون سایه، و تا حدود بسیار زیادی شبیه به سنّت نقّاشی قدیم ایران بود. مضامین اغلب آثار "زاویه" نیز همچون اغلب مینیاتور سازهای معاصر، با الهام از اشعار شاعران گذشته ایران حاصل می شد و گاهی هم وقایع و موضوعاتی خاص را رقم می زد. برخی، آثار وی را از بهترین نمونه های مینیاتور معاصر ایران از حیث فضاسازی خصوصاً آفرینش فضائی ذهنی و سورئالیستی، به کارگیری رنگهای زنده، گویا و شاعرانه، خطوط نرم و سیال و ترکیبات بدیع می دانند. "زاویه" یکی از اساتید بی بدیل "پرداز" (به کارگیری نقّاط ریز رنگی درکنار هم جهت ایجاد سایه روشن و در نتیجه ایجاد حجم، خصوصاً در چهره ها) می باشد. تأثیرات عمیق وی و شاگردانش در مینیاتور معاصر ایران [نگارگری] را نمی توان نادیده گرفت.

"علی کریمی" (1291 تهران) نیز از شاگردان "هادی تجویدی" است که تأثیرات وی را که ترکیبی از نقّاشی "ناتورالیستی" و "نقّاشی سنتی ایران" بود تا امروز حفظ کرده است. "کریمی" تحصیلات هنری خود را در مدرسۀ نقّاشی آن زمان در تهران (مدرسۀ صنایع مستظرفه) که به همّت "کمال الملک" تأسیس شده بود گذراند. پس از آن، وارد "هنرستان صنایع قدیمه (سنتی)" یا "هنرستان عالی هنرهای ایرانی"شد و زیر نظر "استاد حسین بهزاد" و "استاد هادی تجویدی" در رشتۀ مینیاتور در سال 1319 فارغ التحصیل شد. "کریمی" در ابتدا به خلق آثاری با مضامین و موضوعاتی که از داستانها و افسانه های کهن ایرانی الهام گرفته شده بود پرداخت. امّا در حوالی سالهای 40 به خلق آثاری با مضامین روز، دست زد(20). "کریمی" که سالها با "حسین بهزاد" دوست و همکار بود بی شک تأثیراتی از وی گرفته است. "کریمی" نیز همچون برخی از نقّاشان مینیاتوریست، سفرهائی چند به اروپا داشت. وی از معدود مینياتوریست هائی است که علاوه بر موضوعات ادبی، به مسائل روز نیز توجّه کرده و آثاری در این زمینه آفریده است که البتّه در مجموع این آثارش را بیشتر نوعی نقّاشی نائیف (naive) می دانند. وی خود دربارۀ آثارش می گوید: " بعد از خاتمۀ تحصیلائم ، به فکر مطالعه و شناخت هر چه بیشتر سبکهای گوناگون افتادم. حس می کردم که هنرمند نباید فقط به ترسیم بپردازد، بلکه باید جویای افکار و نظریه های گوناگون گردد. در این جستجو دریافتم که هنرمندان گذشته در طول تاریخ چند صد سالۀ ایران، جملگی تحت تأثیر جامعۀ خود بوده و موضوعات آثارشان را از محیط و جریانات اطراف خود الهام می گرفتند. امّا در عصر حاضر، هنرمندان ایران که در رشته هنرهای ایرانی مشغول فعالیّت اند، فی الجمله و بی استثناء از شیوۀ صفوي و يا از شيوه‌هاي قبل از آن الهام گرفته و کمتر به محیط به اطراف خود در جامعۀ کنونی و به فرهنگ معاصر ما نظر     دوخته اند، چیزی که خود باعث نوعی اصالت در انتخاب سوژه های معاصر می گردد. لذا تصمیم گرفتم با حفظ تکنیک و ارزشهای مینیاتور، از موضوعات امروزی که مشاهده می نمایم سود جویم"(21).انتخابِ موضوعاتِ معمولیِ زندگیِ روزمره نظیر نانوائی و صف اتوبوس و دستفروش و ... استفادۀ عمیق از پرسپکتیو و سایه روشن و عمق نمایی و نورپردازی و تک چهره نگاری توسط "کریمی"، تعلّق هنر وی را به مینیاتور سنتی ایران به حدّاقل ممکن کاهش می دهد. به همین دلیل، برخی همچون "علی مطیع"، اوج هنر او را دوران 20 سالۀ دهه های ده و بیست می دانند که در آن وی بیشتر به شیوۀ "سنتی مینیاتور" پرداخت. دوره ای که "علی مطیع" از آن به عنوان " آن دورۀ بیست سالۀ اوج هنر کریمی" یاد می کند(22) از آثار این دوره می توان به تابلوهای "یوسف و زلیخا"، "شیخ صنعان"، و" موسی و شبان" که در "موزۀ هنرهای ملّی تهران" نگهداری می شوند، اشاره نمود. بسیاری از هنرمندان مینیاتوریست معاصر از شاگردان وی بوده اند.

"علی مطیع" (1295 تهران) که جوانترین شاگرد "هادی تجویدی" بود تحصیلات خود را در هنرستان عالی هنرهای ایرانی گذراند. وی شاید یکی از شاخص مینیاتوریست هائی است که ضمن حفظ صورت های ظاهری مینیاتور سنّتی ایران، به طور کامل به پرسپکتیو و حجم پردازی و رعایت نسبی آناتومی پرداخت. "مطیع"، همانطور که خودش می گوید، کوشید تا اسکلت و عضلات بدن را نشان بدهد. او از جمله کسانی بود که اعتقاد داشت هنر سنتی ایران راه خود را پیموده و به صورت هنری جدید در آمده و با سیر تاریخی خود رابطه ای ندارد. بنابر این دیگر نیازی نیست که مجدداً هنر سنتی دوباره زنده شود و همان راههای گذشته را از نو طی نماید تا دوباره به هنر طبیعت سازی برسد. به همین منظور وی تمام فنون نقّاشی ناتورالیستی غرب را به کار گرفت. آنچه از ظاهر نقّاشی سنتی ایران در اغلب آثار وی محفوظ مانده است شاید فقط ظرافت خطوط و یا طرز پوشش لباسها باشد. "مطیع" خود دربارۀ گرایشات ناتورالیستی آثارش گفته بود: "پرسپکتیو از لطف و حلاوت مینیاتور می کاهد، امّا سایه روشن تا حدّی که زننده نباشد به شیرینی و زیبائی آن می افزاید(23)" او نیز از ادبیات فارسي که جنبه های حماسی، اساطیری، تاریخی، فلسفی و عرفانی دارند بهره می گرفت و در این میان بیشتر اشعار فردوسی، حافظ و خیام را منبع الهام آثار خود قرار می داد.

"محمد تجویدی" (1374-1302)، فرزند "هادی تجویدی"، پس از فراگیری آموزشهای اولیّه نزد پدر، به تجسّس و مطالعه در سبکهای گوناگون هنری روی آورد و در این رابطه سفرهای بسیاری را آغاز نمود. وی نخست به مطالعه درآثار هنرمندان کشورهای اسلامی و همجوار ایران و سپس در کشورهای اروپائی پرداخت. "تجویدی"، یکی از فعالتّرین نقّاشان مینیاتوریست معاصر ایران است که تاکنون برای بیش از 120 جلد کتاب از دیوانهای شعرای گذشته و حال ایران تابلوی مینیاتور ساخته است. وی انجام این کار را از افتخارات خود دانسته و معتقد بود که بدین وسیله هنرش نزدیکترین پیوند را با مردم یافته است و به این طریق کار او وارد خانۀ غالب مردم شده است.(24) "تجویدی" به طور کامل شیوۀ نقّاشی ناتورالیستی غربی را با نقاشی شرقی به هم آمیخت. سایه روشن، نور، پرسپکتیو و عمق نمایی در اجرای اغلب آثار وی رُل مهمی بازی کرده اند . به عقیدۀ اغلب منتقدین هنر، فضای خلق شده دربیشتر آثار وی، به طور کلی از نقّاشی سنّتی ایران جداست و تنها از طریق موضوعات آثار است که با فرهنگ، سنن وآداب و رسوم قوم ایرانی ارتباط می یابند. شمایل سازی های مذهبی وی را- فی المثل امام علی(ع) و امام حسین(ع)، به شیوۀ ناتورالیستی و با به کارگیری نور و حجم پردازی، هیچ مینیاتوریستی انجام نداده است.

بسیاری، بزرگترین مینیاتوریست معاصر ایران که شهرت جهانی دارد و آثارش، مخصوصاً در آمریکا، شناخته شده است را "محمود فرشچیان" (متولد 1308 اصفهان) می دانند. تأثیرات عمیق وی برهنر مینیاتور معاصر ایران انکار ناپذیر است. ابداعات "استاد فرشچیان" در نقّاشی منحصر به خود اوست. او را استاد مسلم طراحی، کمپوزیسیون، رنگ، خط و اجرای مینیاتور جدید ایران می دانند، چنانچه تکنیک اجرای آثار وی نیز منحصر به فرد می باشد. آثار او سرشار از تزئینات ریز و رنگین و بدیعی است که به آثار او ویژگی خاصی می دهند. "فرشچیان"، اعتقاد دارد که مینیاتور، قلمرو مناسبی برای بیان اندیشه ها، احساسات و تخیلات آدمی است. او با اشاره به اینکه مینیاتور، دامنۀ خیال پردازی را می گستراند با اطمینان می گوید: "مینیاتور، هنر زمان ما و هنر آینده است(25)".

"محمود فرشچیان" پس از گذراندن تحصیلات ابتدائی، در "مدرسۀ هنرهای زیبای اصفهان"، نزد استادانی چون "رستم شیرازی"، "حاجی میرزا آقا امامی" (1257-1332/ اصفهان) و "عیسی بهادری"     به آموختن هنرهای سنتی و ملّی مشغول شد. "استاد امامی" را اولین هنرمندی می دانند که در اصفهان کوشید تا مکتب جدید مینیاتور را احیا کردند. می گویند وی در بیش از 25 کارگاه هنری فعالیت می کرده است(26). "فرشچیان" از تعالیم استاد خویش بهره ها برد چنانچه همیشه با نیکی از او یاد می کند. "فرشچیان"، پس از پایان تحصیلاتش به تدریس در هنرستان هنرهای زیبای پسران در تهران مشغول گردید. گرایش عمیق وی به نقّاشی ناتورالیستی غربی، در آثار اولیه اش نیز به خوبی نمایان است. اگرچه بعدها دیدار از موزه های اروپا و مطالعه در آثار هنرمندان غربی تأثیرات عمیقی در وسعت دید وی داشت(27)، و خصوصاٌ دیدار آثار هنرمندان روبنس (Rubens) تأثیرات مستقیمی بر او گذاشت. فرشچیان، در مدّت چند سالی که آثار نقّاشی هنرمندان غرب را مورد مطالعه قرار داده بود، به مطالعۀ عمیق آثار نقّاشان بزرگ مشرق زمین که در موزه های اروپائی گرد آورده شده اند نیز مشغول شد(28). برخی معتقدند         به کارگیری آناتومی، حجم پردازی ویژه در پرسوناژها و طبیعت، پرسپکتیو و عمق نمائی از یکسو، با      به کارگیری خطوط سیّال و ظریف، نقوش پیچیده و متنوع، و رنگهای متنوع و زنده و اصیل از سوی دیگر، آثار وی را به عنوان تلفیق هوشمندانه، مبتکرانه و اصیلی از نقّاشی غرب و نقّاشی سنتی ایران در آورده است که غالباً بار ادبی، فلسفی، تاریخی، و دینی به همراه دارند. برخی، آثار "فرشچیان" را اساساً خارج از قلمرو واقعی مینیاتور به مفهوم نسبتاً سنتی آن بررسی کرده و آن را نقّاشی هائی می دانند که بیشتر از آنکه از نقّاشی سنتی ایران الهام گرفته باشد بر اصول نقّاشی غرب تکیه دارد. از این رو، آثار او را تنها الهام گرفته از نقّاشی های شرقی می دانند. "فرشچیان" خود، این قضیه را به نوعی دیگر بیان می کند: "من خود را نقّاش می دانم نه مینیاتوریست. مینیاتور، همانگونه که از اسمش پیداست همان نقّاشی های ظریف و ریزی بود که همه می‌شناسیم. روزگاری من هم مینیاتوریست بودم ولی امروز سعی می کنم نقّاشی باشم با احساس و روح ایرانی"(29).

تأثیرات فرشچیان در عرصۀ مینیاتور معاصر ایران از یک سو از طریق آثار خودش به طور مستقیم، و از سوی دیگر از راهِ آموزش و بسط شیوۀ کارش از طریق شاگردان نخبه اش، امری تردید ناپذیر        می باشد. از میان شاگردان وی که امروز خود از هنرمندان به نام هستند و از یکسو در نشر و گسترش مینیاتور- یا چنانچه برخی از آنها می‌گویند: "نقّاشي ایرانی" نقّش به سزائی داشته و از سوی دیگر خود صاحب نو آوریهای بسیاری در این زمینه هستند می بایست به "محمد باقر آقا میری"، "مجید مهرگان" و "اردشیر مجرد تاکستانی" اشاره نمود. اگرچه برخی دیگر نیز مانند "علی اصغر تجویدی" به شدّت تحت تأثیر شیوۀ وی می باشند.

"محمد باقر آقا میری" (متولّد 1329- بیجار) تحصیلات خود را در دانشکدۀ هنرهای تزئینی      به پایان رسانیده است. او از جمله شاگردان "استاد محمود فرشچیان" محسوب می شود که به شیوۀ استاد خود بسیار نزدیک است. وی، "فرشچیان" را پیشکسوت و پیشتاز نسل نوین مینیاتوریستهای معاصر می‌داند(30).

"مجید مهرگان" (متولد 1324- رشت) صاحب نو آوریهای بیشتری است چنانچه او را هنرمندی می‌دانند که بیش از معاصرینش دست به "تجربیات تازه و شجاعانه" در قلمرو مینیاتور معاصر ایران زده است(31). مهرگان خصوصیات کار خود را چنین برمی شمرد: "مهمترین ویژگی های کارم در ترکیب فرم و رنگ. ارتباط فضاها با یکدیگر و مربوط ساختن هرچه بیشتر اِلمانها با هم خلاصه می شود(32).

در این میان "اردشیر مجرد تاکستانی" (متولد 1328- رشت) به خاطر "اکسپرسیون" خاص کارهایش، جایگاه ویژه ای دارد، اگرچه غالباً موضوع و محتوای کارهایش نیز بسیار بدیع و تازه و متقاوت با دیگران می باشد. "تاکستانی، با بهره گیری از قلمگیری های مینیاتوری و رنگها و فضاهای نقّاشی ایرانی، می خواهد فضای تغییر یافتۀ این نوع نقّاشی در روزگار معاصر را به نمایش بگذارد و مدّعی باشد که نقّاشی ایرانی تنها به مصوّر کردن طبیعت و گل و گیاه و رویداد داستانهای سمبولیک نمی پردازد"(33)

به هر حال، هر سه نفر علاوه بر "استاد فرشچیان" از تجربیات "استاد محمد علی زاویه" بهره برده‌اند. اگر کسانی چون برخی از شاگردان و ادامه دهندگان کار "فرشچیان"، همچون "مجرد تاکستانی" و "مهرگان"، می کوشند با حفظ برخی از اصول و ویژگی های مینیاتور ایرانی در آن دست به تغییر و تحوّلاتی از نظر فرم و محتوا بزنند، برخی از مینیاتوریست ها با نادیده گرفتن کلیۀ خصوصیات نقّاشی سنّتی ایران، به شیوه هائی دست می زنند که برخی از آنها کمترین ارتباط ممکن را با نقّاشی ایرانی دارند که غالباً هم مورد انتقاد قرار گرفته اند. "عباس جمالپور" (متولد 1312- تهران) از آن جمله محسوب می شود. او که تحصیلات خود را در "هنرستان کمال الملک تهران" گذارنده بود، با نادیده گرفتن غالب سنت های مینیاتور، تلاش کرد شیوه ای نوین و شخصی که مبتنی بر حجم پردازی و سایه روشن ویژه ای باشد، خلق نماید. وی حتّی در اجرای برخی از کارهایش "ایر براش" را به کار کرفته است(24). البته نقّاشانی وجود دارند که در زمینۀ انتخاب موضوع دست به تغییرات عمده ای زدند چنانچه مثلاً "منصور حسینی" (متولد 1331) مصلوب نمودن مسیح را به عنوان سوژۀ یکی از آثار خود برگزید که اساساً در نقّاشی سنتی ایران جائی ندارد(35).

مینیاتور معاصر ایران، در دهۀ 1310 به طور جدّی شروع به شکل گرفتن نمود. امّا در برابر جریانات گوناگون نقّاشی نوین و اشتیاق بسیاری از هنرمندان دهه های بعد به مدرنیسم، نمی توانست چندان گسترش جدّی یابد. حتّی گاهی وقتها، علی رغم چند دهۀ فعالیت هنرمندان این رشته، باز هم از اضمحلال و نیستی آن سخن به میان می آمد(36). امّا در هرحال، حرکت آرام مینیاتور در دهه های سی تا چهل درکنار جریانات نوین در نقّاشی معاصر ایران، به حرکتی نسبتاً محسوس در دهۀ پنجاه بدل شد و این در حالی بود که در این دهه، به اصطلاح "مدرنیسم"، حاکم بی چون و چرای فعالیّت نقّاشان نوگرای  ایرانی بود.

تشکیل چند نمایشگاه بزرگ مینیاتور در اوایل دهۀ پنجاه، موجب رونق بیشتر این رشته گردید،  اگرچه در برابر جریانات دیگر همچنان جائی کوچک داشت.

در این میان، می‌توان به نمایشگاه گروهی گالری "خانۀ آفتاب" در زمستان 1352 و همچنین نمایشگاههای متعدّد انفرادی مینیاتوریست ها در این گالری، نمایشگاه انفرادی "محمود فرشچیان" در "انجمن ایران آمریکا" (تهران) و برگزاری هفتۀ مینیاتور در اسفند 1352 در "گالری سولیوان" اشاره نمود(37) فعالیتهایی چنین بود که عاقبت موجب اضافه کردن چند واحد دانشگاهی "هرچند به صورت واحدهای اختیاری" به برنامۀ درسی دانشکدۀ هنرهای زیبا دانشگاه تهران در نیمۀ دوّم دهۀ پنجاه گردید. هشدار برخی از مطبوعات دربارۀ خطر از میان رفتن مينياتور از يكسو و مطرح نمودن مقولة مينياتور و مینیاتوریستهای معاصر از سوی دیگر، توانست در رونق گرفتن نسبی آن مؤثر واقع گردد(38). پس از انقلاب اسلامی، مینیاتور با اقبال بیشترمردم و مسئولین فرهنگی- هنری مواجه گردید چنانچه "محمد باقرآقامیری" با اشاره به شکوفائی هنرهای سنتی و خصوصاً مینیاتور در دوران انقلاب، رشد آن را از نظر کمّی و کیفی بسیارچشمگیر دانسته و حمایت و استقبال مردم از این هنر را دراین دوران "فوق العاده خوب و دلگرم کننده" توصیف می کند(39).

استقبال و حمایت از مینیاتور و بسط و گسترش آن عاقبت، منجر به برپائی "نخستین بی ینال مینیاتور ایرانی" در سال 1372 در تهران گردید.


منابع و مآخد:

 

1.   "استاد مصوّر الملکی". جوانان رستاخیز. شمارۀ 127. اسفند 1356. ص 50 و 70.

2. "ایرانی باید با فکر ایرانی کارکند" ؛ مصاحبه با حاج مصوّرالملکی. تلاش شمارۀ 77. اسفند 1355. ص 14 تا 17.

3. اشراق، عبدالرزاق."دلالهای هنر بر ریشۀ هنرهای سنتی مي‌زنند"؛ مصاحبه با حاج مصوّرالملکی. رستاخیز شمارۀ 802 ، 7 دی ماه1356.ص18

4. "بهزاد هنر را به زاد". گردش (از انتشارات مؤسسه نشر و تبلیغ "گام"). شمارۀ 394. زمستان 1371. ص 69 تا 77.

5.   "نقّاشی". تلاش شمارۀ 11. تیر و مرداد 1347. ص 84 و 85

6.  "استاد حسین بهزاد" و هنر و مردم. دورۀ جدید. شمارۀ 70. مرداد 1347 ص 14 تا 19.

7.   "بهزاد هنر را به زاد" ...

8. " من عقیده دارم که ما همه چیز داریم. این نو را چرا از توی خودمان پیدا نمی کنیم؟" گفتگو با حسین بهزاد. تلاش. دورۀ اوّل. شمارۀ 9. فروردین 1347. ص 14 تا 27.

9. گلبن، محمد "خداوند هنر استاد بهزاد" امید ایران. شمارۀ 628 شهریور 1345. ص 14 تا 27.

10.     کاظمی، حسین. "نقّاش خیال حسین بهزاد" هلال دورۀ 16. شمارۀ 86 دی ماه 1347. ص 11 تا 19.

11.     نوحیان، نصرت الله (نوح). "بهزاد مرد بی جانشین مینیاتور ایران" کیهان. شمارۀ 29684. مهر 1354. ص 16.

12.     "استاد هادی تجویدی؛ حلقه اتصال هنر نقّاشی سنتی به نسل امروز". ادبستان. شمارۀ 39. دی137، ص 24 تا 27.

13.            "مینیاتور معاصر، هنری پر تجربه و تواناست". رستاخیز. شمارۀ 763. 18 آبان 1356. ص 8

14.                       "استاد هادی تجویدی؛ حلقه اتصال هنر..

15.     مجرد تاکستانی، اردشیر. "شناخت بزرگان مینیاتور معاصر ایران". بروشور اولین بینال مینیاتور ایرانی 1372. ناشر مرکز هنرهای تجسّمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. تهران. 1372. ص 37 تا 39.

16.     افتخاری، سید محمود. "یادی از هنرمندی فرزانه". موزه ها. شماره 11. پائیز 1370. ص 60 و 61.

17.                       مجرد تاکستانی، اردشیر. "شناخت بزرگان مینیاتور...

18.     کاشفی، جلال الدین، "سنت و بدعت، کهنه و نو در قابی ازچشم اندازهای تازه" فصلنامۀ هنر. شماره11. تابستان 1365. تهران. ص88 تا 137.

19.                       کاشفی، جلال الدین. "سنت و بدعت، ... "

20.     پروهان، مرضیه "نقّاشی سنتی (مینیاتور) و زیبائی شناسی غربی"؛ مصاحبه با علی کریمی. ادبستان. شمارۀ 32. مرداد 1371. ص 84 تا 87.

21.                       کاشفی، جلال الدینی. "سنت و بدعت...

22.     مطیع، علی " آن دورۀ بیست سالۀ اوج هنر کریمی". فصلنامۀ هنر شمارۀ 23. پائیز 1372، ص 273 تا 277.

23.                       کاشفی، جلال الدینی، "سنت و بدعت ...

24.     "محمد تجویدی، عاشق فرهنگ مردم و مایه های ایرانی". فصل نامۀ هنر. شمارۀ 23. پائیز 1372. ص 278 تا 280.

25.     "مینیاتور، هنر زمان و هنر آینده است"؛ گفتگو با محمود فرشچیان. تماشا. شمارۀ 316. خرداد 1351. ص19 و 83.

26.            "مینیاتور معاصر، هنری پر تجربه و تواناست" رستاخیز. شمارۀ 794. 27 آذر 1356. ص 7، 13 و 31.

27.     "استاد محمود فرشچیان، مینیاتوریست نوپرداز" جوانان رستاخیز. شمارۀ 131. اسفند 1357. ص 50 و 67.

28.     "مینیاتور قادر است هرمحتوایی را بیان کند" ؛ مصاحبه با محمود فرشچیان. رستاخیز شمارۀ 10272. 13 شهریور1356، ص11

29.     تویسرکانی، شاهرخ. "حافظۀ رنگها و زیبائی زوال ناپذیر" ؛ مصاحبه با محمود فرشچیان. دنیای سخن. شمارۀ 49. اریبهشت و خرداد 1371. ص 16 تا 21.

30.      "مینیاتور از سنت تا بدعت" ؛ مصاحبه با محمد باقر آقامیری فصلنامۀ هنر، شمارۀ 2 زمستان و بهار 1362. ص 134 تا 140.

31.     ممیز، مرتضی. "دربارۀ اصالت نقّاشی سنتی ما". کلک. شمارۀ 9. آذر 1369. ص 149 تا 159.

32.     " مجید مهرگان، استاد نقّاشی ایرانی" کیهان فرهنگی. سال پنجم. شمارۀ 2. اریبهشت 1367. ص 64 و 65.

33.     احمدی، حسین "مجالی برای شگفتن بعضی تاریخی" سوره. دوره اوّل، شماره 10. تهران- دی 1367. ص 35.

34.     " یک عمر خادم نقّاشی ایرانی" فصل نامۀ هنر، شمارۀ 23. پائیز 1372. ص 287 تا 280

35.      کاویری، علی "ریشه در خاک، چشم در اطراف"؛ مصاحبه با منصور حسینی، رستاخیز. شمارۀ 567. 24 اسفند 1357. ص 7.

36.     احمدی، حسین. "مجالی برای شكفتن بعضی تاریخی". سوره. دورۀ اوّل شمارۀ 10. تهران. دی 1368. ص 35

37.                       الخاص، هانیبال. "مینیاتور". کیهان سال. 1974. ص 4 تا 6.

38.            "مینیاتور ایران رو به فراموشی و نیستی است" رستاخیز شمارۀ 762. 17 آبان 1977. ص 13 و "مینیاتور معاصر هنری پر تجربه و تواناست". رستاخیز 763. 18 آبان 1977. ص 8 و "مینیاتور معاصر هنری پرتجربه و تواناست". رستاخیز شمارۀ 794. 27 آذر 1977. ص 7، 13 و 21.

 

39.     "مصاحبه با داوران" (مصاحبه با محمد باقر آقامیری). بروشور اولین بی ینال نقّاشی ایرانی اسلامی. تابستان 1372. ناشر: مرکز هنرهای تجسّمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. 1372- تهران. ص 17 و 18.

 

 

Cultural Center Consulate General of The Islamic Republic of Iran

4- Main Gulbarg Road , Lahore - Pakistan

Tel: +92-42-99263358 - 60 Fax: +92-42-35711486 E-mail: Lahor.icro.ir@gmail.com Web: http://Lahore.icro.ir

 

 

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
banners
فارسی داخلہ 2018

اسلامک سکولز

معرفی سعدی آموزش

یازدھمین جشنوارہ رسانہ ھای دیجیتال

جایزه جهانی اربعین

اسلام کمیکز

فراخوان اعظای نشان سعدی و اقبال

ھمائش حلال

مذہبی تعلم مصطفیٰ یونیورسٹی

داخلہ دانشگاہ یزد

دانشگاہ تہران

دانشگاہ الزھرا (س)

کتابخانہ دیجیتال سازمان

نامہ رہبر معظم بہ نوجوانان غربی

اوقات شرعی

سایت رایزنی فرہنگی

Ashnayi ba lahore

darbarha

majala 23,1391

libraries

kfpics

live ziaraat

Imam Khumeini

dafter Khamnaee

akhbaraat

farsi link

تبریز 2018
vote
نظرسنجي غير فعال مي باشد
UsersStats
Visitorsofpage: 718
Visitorsofday : 138
Visitorsofpage : 1629220
Onlinevisitors : 2
PageLoad : 1.3906

مقالات پژوھشی|صفحه اصلی|ايران|تماس با ما