دوشنبه ٢٥ تير ١٣٩٧ صفحه اصلی|آرشیو اخبار|مقالات پژوھشی|فارسي|اردو
 
صفحه اصلی|مقالات پژوھشی|صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
Title
iran
نقش برجسته داریوش - تخت جمشید شیراز
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
NewsletterSignup
نام :   
ایمیل :   

خانه فرهنگ سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران – لاهور
1396

 

 

خضدار دريك نگاه

 

مركزشهرستان: خضدار تاريخ تأسيس: 1 مارس 1974م مساحت:43261كيلومترمربع

                   سـرشمـاري 1981         1995 (برآورد)

جمعيت:            ــــــــــــــــ =  مجموع

                مرد               زن

                   143692 + 132757         =  276449 نفر  424450 نفر

نسبت جنسيت مرد/ زن:     08/1

تراكم جمعيت در هركيلومتر مربع:   4/6                8/9

تعداد رأی دهندگان:  (مرد) 106557 (زن) 85210 جمع = 191767

گروههای عمدة نژادی:   جمعیت عمدة این شهرستان را براهویهایی که دارای منشأ بلوچی هستند تشکیل می دهند.

زبانهای عمده:    زبان براهوی در قسمت عمده (6/81 %) و زبان بلوچی 9/12 %)

آب و هوا:        نیمه خشک با تابستانهای گرم و زمستانهای ملایم

دامدارى (1986):

نوع دام

تعداد

گوسفند

2037632

بز

1541078

گاو

147698

بوفالو

813

مجموع واحدهای دامداری

1937866

 

اقتصاد:  كشاورزى همراه با دامدارى يكى از فعاليتهاى عمدة اقتصادى اين منطقه محسوب مى‏گردد.

معادن مهم:   باريت، كروميت، گرانيت، منگنز، سنگ آهك، سنگ مرمر و سنگهاى ساختمانى.

مناطق مهم:   خضدار، وَد، زهرى، نال

امكانات آموزشى (1996):

نوع مؤسسه

پسرانه

دخترانه

مدرسة ابتدایی

352

37

مدرسة راهنمایی

19

4

دبیرستان

14

1

دانشکده

1

1

مدارس غیر انتفاعي

6

6

امكانات بهداشتى:

نوع مؤسسه

تعداد

بیمارستان

1

مرکز بهداشت روستایي

4

مرکز بهداشت عمومی

46

مراکز بهداشت بنیادی

22

مراکز بهداشتی نیمه بنیادی

7

مراکز بهداشت مدرسه ای

1

 

آبرسانى: در سال 1995 PHED مدعى گرديد كه پوشش آبرسانى 100% شهر را انجام داده كه      به نظر اشتباه مى‏رسد.

 

منابع انرژى: عموماً مردم اين منطقه از چوب به عنوان سوخت براى توليد گرما و نور و پخت و پز استفاده مى‏كند. همچنين از نفت سفيد نيز براى ايجاد نور استفاده مى‏شود.

 

ارتباطات:

جادة شوسه

2/350 کیلومتر

جادة فرعی

9/1989  کیلومتر

راه آهن

ندارد

فرودگاه

1

 

 

 


خضدار

 

خضدار كه قبلاً جزئى از قلات به شمار مى‏رفت در اول مارس 1975 رسماً به عنوان يك شهرستان ‏مستقل ‏اعلام ‏گرديد. خضدار عمده‏ترين و مهمترين شهر جهالاوان مى‏باشد و تاريخ خضدار همانند سايرشهرهاى بلوچستان در هاله‏اى از ابهام فرو رفته است.

اطلاعات ناچيزى در باره سلطنت و فرمانروايى "راى‏هاى سندى " در قرن 7 ميلادى، قبل از ورود اعراب به ‏اين ‏سرزمين در دست مى‏باشد. ممكن است عده‏اى از لشكريان اسكندر هنگامى كه وى در سند حضور داشت، از اين ‏منطقه عبور كرده باشند.

بخش مركزى خضدار به عنوان تقاطع راههاى ملتان از طريق دره مولا، مكران و قندهار (ايالتى در افغانستان) اهميت اين ناحيه را براى عبور اعراب كه قصد لشكركشى به هندوستان را داشتند، دوچندان نموده بود. همچنين ممكن ‏است آب و هواى معتدل خضدار اعراب را وادار و ترغيب به سكونت نموده باشد. در زمان اعراب، خضدار توسط حصار كوچكى محافظت مى‏شد و دژ مستحكم ديگرى نيز مُشرف بر بلندى شهر ساخته شده بود كه اكنون به ‏برادرى يا شاهى باغ موسوم مى‏باشد.

يك شاعر عرب در اشعار خود خضدار را اينگونه توصيف مى‏نمايد: چه سرزمين زيبايى است خضدار و چه ‏مردمان فهيم و دانايى هستند ساكنان اين شهر!

اعراب همواره در طول تاريخ حملات متناوبى به اين سرزمين داشته‏اند. در سال 664 ميلادى در زمان خلافت ‏معاويه، المنظر ابن الجرود العبدى كه فرماندهى لشكركشى به مرزهاى هندوستان را به عهده داشت، به خضدار حمله و اين شهر را تصرف كرد و گفته مى‏شود كه وى در همين شهر نيز وفات نمود. در دوران خلافت المعتصم‏ بالله (41- 833)، عُمَر كه به فرماندارى سند منصوب شده بود، ساكنان "كندابل " (گنداوه) را از آنجا به ‏خضدار كوچ داد. در سال 976 ميلادى معين ابن احمد يك فرماندار عرب بر اين منطقه حكمرانى مى‏كرد. يك‏ سال ‏بعد از اين تاريخ امير ناصرالدين سبكتگين يك رشته عمليات تهاجمى را به سوى هندوستان آغاز كرد و در اين‏ راستا خضدار را نيز تصرف نمود. اما اندكى بعد طى معاهده‏اى حاكميت اين شهر را به فرمانروايان قبلى آن واگذاركرد. طبق اين معاهده مبالغ نقدى قابل توجهى بايد توسط حاكمان قبلى به عنوان خراج پرداخت گردد و همچنين حاكمان اين منطقه سالانه بايد خراج اين منطقه را جمع آورى وبه امير سامانى پرداخت نمايند. چون اين‏حكمرانان بعضى اوقات سرپيچى مى‏نمودند، امير سبكتگين براى بار دوم به خضدار لشكركشى كرد.

در دوران سلطان محمود غزنوى، حكمرانان بى كفايت خضدار همچنان مجبور به پرداخت باج و خراج به غزنويان ‏بودند و سرانجام محمود با شگفتى تمام به خضدار لشكر كشيد و به منظور تسلط و اشراف بر متصرفات ‏خويش در سند در سال 1031 ميلادى رسماً خضدار را به سيطره خويش در آورد. همزمان با افول سلطنت ‏غزنويان، خضدار تحت كنترل و حكومت غوريان قرار گرفت و متعاقباً ناصرالدين قبچاق اين منطقه را جزوقلمرو فرمانروايى خود در آورد و در نهايت خضدار در سال 1225 ميلادى به تصرف سلطان شمس الدين التمش در آمد.

بعد از آن تاريخ خضدار همواره جزئى از سرزمين پرقدرت مغولها به حساب مى‏آمد. در سال 1590 ميلادى عبدالفاضل يكى از سران قبيله زهرى بلوچ همزمان با افول قدرت مغولها در منطقه، براهويها را كم و بيش متحد و براى ‏اين منطقه استقلال نسبى را به ارمغان آورد.

در طول فرمانروايى ميرمحمود خان، پوتينگر(انگليسى) در سال 1801 ميلادى از طريق قلات، لسبيله و خضدار از جهالاوان بازديد نمود. وى در مشاهدات و يادداشتهاى خويش در طول اين سفر، از خضدار به عنوان يك شهرك ‏كوچك با داشتن حدود 500 خانوار و آبادى ياد نموده است. در گذشته، هندوهاى ملتان و شكارپور كه درخضدار سكونت‏ داشتند؛ درميان مردم داراى احترام و نفوذ زيادى بودند، به طورى كه هرشب كليد درهاى ورودى شهر به دست يكى از برهمنهاى اين عده سپرده مى‏شد.

در قرن هيجدم ميلادى مردم خضدار به شدت مذهبى بودند و حكمران آن زمان نيز سعى در اجراى دقيق فرمانها و دستورات اسلام داشت. بعد از وفات گوهر خان سركرده جهالاوان، مردم خضدار براى يك دوره طولانى در آسايش و آرامش زندگى كردند.

خضدار زمانى كه يكى از ايالات خراسان بزرگ به شمار مى‏رفت داراى كاريزها و زمينهاى حاصلخيز فراوان بود و همچنين يك شاهراه عمدة حمل و نقل كالاهاى بازرگانى توسط كاروانهاى تجارتى كه از بندر مكران عازم كشورهاى‏آسياى ميانه بودند، تلقى مى‏گرديد.

لشكريان محمد ابن قاسم با عبور از درة مولاى خضدار موفق به فتح سند گرديدند. خداداد خان در سال 1870 ميلادى دژ مستحكم خضدار را در دوران جنگ به كمك سرداران بنا نهاد.

حكومت بريتانيا در سال 1903 يك نماينده سياسى براى به دست گرفتن زمام قدرت در منطقه به خضدار فرستاد و حاكميت انگليس بر اين منطقه تا سال 1947 كه پاكستان استقلال يافت، ادامه داشت. در اين دوران خضدار به صورت ‏زير مجموعه يك فرماندارى و جزء قلات محسوب مى‏گرديد، ليكن به منظور رفع مشكلات مردم، در 15مارس 1974 به‏عنوان يك شهر مجزا اعلان گرديد و اكنون اين شهر مركز فرماندارى قلات به حساب مى‏آيد. خضدار با شهر كويته 302 كيلومتر فاصله داشته و 1249 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. همچنين اين شهر در مسيربزرگراهى كه به ايران و كراچى ختم مى‏گردد؛ قرار گرفته است. تعدادى آثار باستانى نيز در خضدار كشف گرديده كه تپه "ميرى بهار يا تپه قصر" از مهمترين آنها مى‏باشد. اين تپه زمانى محل دارالحكومت آخرين حكمران مغول اين ‏منطقه به نام ملك چاپ كه توسط يكى از افراد قبايل كرد ساكن خضدار كشته شد، به شمار مى‏رفت.

شاهى باغ در خضدار نشان از پيشينة باستانى اين سرزمين دارد. تعداد زيادى مقبره و آرامگاه قديمى در اين شهر وجود دارند.

يك مسجد زيبا به عنوان نماد معمارى جديد اسلامى بر سر بزرگراه ايران (R.C.D) و خضدار توجّه تعداد زيادى از مردم را به خود جلب مى‏نمايد.


 

Cultural Center Consulate General of The Islamic Republic of Iran
 4-Main Gulbarg Road - Lahore - Pakistan
Tel: +92-42-99263358-60 Fax: +92-42-35711486 E-mail: Lahore.icro.ir@Gmail.com Web: http://Lahore.icro.ir

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
banners
فارسی داخلہ 2018

اسلامک سکولز

معرفی سعدی آموزش

یازدھمین جشنوارہ رسانہ ھای دیجیتال

جایزه جهانی اربعین

اسلام کمیکز

فراخوان اعظای نشان سعدی و اقبال

ھمائش حلال

مذہبی تعلم مصطفیٰ یونیورسٹی

داخلہ دانشگاہ یزد

دانشگاہ تہران

دانشگاہ الزھرا (س)

کتابخانہ دیجیتال سازمان

نامہ رہبر معظم بہ نوجوانان غربی

اوقات شرعی

سایت رایزنی فرہنگی

Ashnayi ba lahore

darbarha

majala 23,1391

libraries

kfpics

live ziaraat

Imam Khumeini

dafter Khamnaee

akhbaraat

farsi link

تبریز 2018
vote
نظرسنجي غير فعال مي باشد
UsersStats
Visitorsofpage: 303
Visitorsofday : 153
Visitorsofpage : 1598764
Onlinevisitors : 5
PageLoad : 1.9219

مقالات پژوھشی|صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت