دوشنبه ٢٥ تير ١٣٩٧ صفحه اصلی|آرشیو اخبار|مقالات پژوھشی|فارسي|اردو
 
صفحه اصلی|مقالات پژوھشی|صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
Title
iran
چهل ستون
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
NewsletterSignup
نام :   
ایمیل :   

خانه فرهنگ سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران – لاهور

1396

 

 

تحليلي درباره ملاله یوسف زئی

ملا له یوسف زئی، پدیده ای سیاسی - فرهنگی منحصر به فرد در منطقه پاکستان - افغانستان است.

پدیده ای که اگرچه ریشه در شجاعت و لیاقت خود ملاله دارد ولی رسانه ای شدن و یا رسانه ای کردن او در سطح جهان، که به کمک رسانه های غربی صورت گرفته؛ عامل آن شد.

ملاله متولد 1997 میلادی در مینگوره از توابع منطقه سوات در شمال غربی پاکستان است. پدر او ضیاءالدین یوسف زئی، مدیر مدرسه ای در همان شهر و البته مشوق دخترش بوده است.

شروع ماجرای ملاله از اینجا بود که وی در یازده سالگی با راه اندازی یک وبلاگ تلاش کرد با انعکاس سخت گیری های طالبان در آموزش دختران، و تشویق دختران به مخالفت با این سخت گیری ها، دختران پشتون را به سوادآموزی تشویق و ترغیب نماید. وبلاگ او به نام "گل مکئی" به زودی مورد توجه بخش اردوی رادیو بی بی سی واقع شد و شهرت و معروفیت یافت. تا آنجا که مجامع جهانی مدال شجاعت به وی دادند، یونیسف او را به عنوان سخنگوی انجمن کودکان برگزید و وی را نامزد جایزه بین المللی صلح کردند. از جمله جایزه ملی صلح پاکستان را به او اهدا نمودند.

طالبان که بر منطقه سوات حاکم بودند چندین بار به خانواده ملاله هشدار دادند که دست از این کار بردارد و وبلاگ خود را تعطیل کند زیرا معتقد بودند وی به تبلیغات غربی مشغول است و اذهان را منحرف می کند. چون هشدارهایشان اثری نبخشید، ملاله را ترور کردند. اما ترور او ناموفق ماند و او فقط مجروح شد. این واقعه انعکاس وسیعی در پاکستان و افغانستان یافت و به زودی موضوعی جهانی شد. از آنجا که در پاکستان مطبوعات زیادی فعالیت می کنند و از آزادی های قابل توجهی برخوردارند این واقعه پوشش خبری وسیعی یافت. مقامات مسئول پاکستان نیز از نخست وزیر گرفته تا رئیس دیوان عالی کشور و سه وزیر ایالت پنجاب نیز از ملاله در بیمارستان عیادت کردند و از احزاب مختلف اعم از مذهبی و غیر مذهبی ترور او را محکوم کردند. کار تا آنجا بالا گرفت که دولت پاکستان، دولت امارات عربی متحده، و حتی دانشگاه جان هاپکینز ایالات متحده اعلام کردند که حاضر به پرداخت هزینه درمان ملاله هستند و سرانجام وی را با هواپیما به بیرمنگهام انگلستان منتقل و تحت درمان قرار دادند.

این پرده اول ماجرایی بود که در نهایت به اهدای جایزه صلح نوبل (2014) به ملاله یوسف زئی منجر شد.         

واقعیت این است که قدرت های غربی در سال های اخیر با مسئله ی اسلام، در ابعاد گوناگونی مواجه شده اند، از اسلام لیبرال ترکیه گرفته تا انقلاب اسلامی ایران و تا اسلام طالبان و اخیراً اسلام داعش. طبعاً چنان که شیوه غربیان است، آنها هر پدیده ای را نخست به طور علمی مورد شناخت قرار می دهند و سپس برای تسلط بر آن؛  روش های مناسب را جست و جو می کنند و به کار می گیرند. در همین راستا، و با توجه به گرفتاری های خود در منطقه پاکستان و افغانستان _ یعنی اسلام طالبانی _ بود که آنها توانستند ماجرای ملاله را نیز به پدیده ای در راستای منافع خود تبدیل کنند.

آنچه در این خصوص مهم است ابزار و امکانات و توانایی هایی نرم افزاری و سخت افزاری است که آنان در این زمینه به کار گرفتند.

یکی از جنبه های به اصطلاح نرم افزاری در تبدیل کردن ماجرای "ملاله"  به پدیده ای جهانی، استفاده از نام این "ملاله" و پیوند دادن آن با "ملاله" ای دیگر در حدود 135 سال پیش بود. در واقع نام دختری به نام ملاله در میان پشتون ها و در جنگ های آنها با انگلیس ها در آن زمان جایگاه غرورآفرینی دارد. خلاصه آن ماجرا به شرح زیر است که:

در حوادث و داستانها، جايگاه ويژه و برجسته زن؛ نزد پشتون ها و جنبه هاي مختلف زندگي مردم پشتون منعكس است .

"ملاله" كه بود، يك دختر پشتون؛ عضو يك خانواده فقير؛ همه تن غيرت, سرتا پا آزادگي, نمونه حيا، سراسر وجود عفت، قهرمان و الگوي پشتون ها بود ملاله میوندی، نام یک قهرمان دختر افغان می‌باشد که در جنگ میان ارتش امپراتوری انگلستان با افغان‌ها سر زبان ها افتاد و بعضی‌ها از ملاله به ژان دارك افغان نام می‌برند.

زیرا جبهه "ميوند" در قندهار را همين شير زن فتح كرده بود و تاريخ شاهد اين مدعا ست. از اين رو شاعري اينگونه مي گويد:

"ميوند"، اوج قله زلفان "ملاله" است

اي دارنده خال سبز، آفرين بر تو باد كه

جنگ "ميوند" را فتح نمودي.

آنگاه كه انگليسي ها در آنسوي اتك (رودخانه سند)؛ چشمان حريص خود را به خاك افغانستان دوخته؛ در پي گسترش حاكميت خود به افغانستان بودند و از نقطه قندهار به خاك افغانستان نفوذ كردند، جنگها آغاز شد.

دشمن اين بار با ساز و برگ بيشتر و قوي تر؛ توپخانه بزرگ و مجهز؛ به سوي جبهه "ميوند" روانه و در سوي ديگر مسلمانان هم با ايمان به خدا براي جنگ با كفار آماده و مهيا .

در جنگ "ميوند" زنان پشتون با جنگجویان همراه و "ملاله" قهرمان نيز يكي از اين زنها بود.

خداوند تبارک و تعالي زن پشتون را آفريد تا شير مردان و زنان پشتون را بزايد و با خون پشتون آنها را بزرگ كند و راه و رسم پشتوني و پشتو را به فرزندان خود تعليم دهد تا درميدان جنگ، غيرت، جرات و شيردلي خود را به نمايش گذارند. مادر ملاله اين مسئوليت را به خوبي انجام داده بود.

اين شير زن در جبهه "ميوند" مرگ را كشت و خود زنده ماند. در حوالي قندهار قريه ايست تاريخي به اسم "ميوند"، مردم اين قريه خود را "ميوند والي" مي نامند و به ميوندي بودن خود افتخارمي كنند. زيرا يك زن غيرتمند "ميوند"، پشتونها را به غيرت و شهامت فرا خواند.

خود جلو افتاد و جواناني كه حوصله، روحيه و اميد خود را از دست داده بودند با پيروي از او جنگ باخته را بردند.

اين زن بي نظير "ملاله" بود "ملاله" !؟

تابستان بسیار گرم ۲۷ ژوئیه 1880 ميلادي بود. سپاهيان دشمن در صحراي "ميوند" مستقر و به انواع سلاح و تجهيزات نظامي مجهز؛ از آسمان آتش مي باريد، سنگها از شدت گرما؛ تفتيده، منطقه مثل تنور داغ ؛ و باد به رنگ شعله سرخ در آمده بود. آب در دسترس نبود و هرجا كه چاه يا چشمه ای بود؛ در اختیار دشمن قرار داشت. مجاهدین مسلمان بی آب؛ زبانها از شدت تشنگي آویزان؛ گلوها خشك؛  لب ها سفيد و نفس ها در سينه حبس بود اما همه كمر همت بسته و عزم ها را جزم كرده بودند تا دشمن دين؛ آزادي و بشريت را از خاك خود بيرون كنند. ولی قدرت مادی خصم برتر بود. دشمن آرایش نظامی به خود گرفته و بي محابا مي جنگيد. آنگاه كه تشنگي بالا گرفت؛ جمعي از جنگجویان نگاه خود را به پشت جبهه دوختند، روحيه و امید خود را از دست داده و به شدت ترس بر آن ها مستولی شده بود.

اما واقعه عاشورا و سیره امام حسين(ع) به مسلمانان درس بزرگی آموخته: در معركه حق بر علیه باطل آنگاه که تعداد مسلمانان و سلاح آنها؛ كم ، شدت تشنگي و گرسنگي جانکاه و قدرت دشمن هم بيشتر باشد، مسلمان بايد مرگ سرخ را بر زندگي ننگين ترجيح دهد.

لیکن مسلمانان در جبهه "ميوند" ابتدا اين درس را فراموش؛ پا به فرار گذاشته و عقب نشيني كردند. اما در میان زنان که در عقب جبهه مستقر بودند دختري شجاع به نام "ملاله" که سمبول غيرت ديني و ملي بود؛ چون اوضاع را آشفته یافت، سر خود را بالا گرفت و از بین زنان به سوي رزمندگان شتافت. نزديك رفت و مثل شير ژیان مردانه ايستاد و مانند يك فرمانده از ته دل نعره كشيد:

اي جوانمردان پشتون!

اين صدا به گوش تمام جنگجويان پشتون رسید و به سوي ملاله خیره شدند. ملاله از عمق وجود خود این شعر حماسی را فریاد زد:

اگر در "ميوند"  شهيد نشويد

براي زندگي ننگين آماده باشید.

هرکلمه اين شعر؛ همانند تير به قلب همه رزمندگان  نفوذ كرد و در همین حال، ملاله نعره الله اكبر سر داد و مثل يك شير زخمي به سوي دشمن حمله برد و در حال دويدن ندا سر می داد:

من خال صورتم را از خون برادرم خضاب خواهم کرد

تا گلهاي بوستان را شرمنده كنم

جذبه، غيرت و حميت مسلمانان شكست خورده؛ دوباره زنده شد و گويا دل هاي مرده جان تازه گرفتند. در رگهاي هر جوان و هر رزمند خون پشتو جاری شد و جنگجویان به دنبال ملاله به خصم زبون حمله ور شدند. دشمن مدتي از خود ایستادگی نشان داد اما وقتي مسلمانی از صميم قلب اسم "الله" را به زبان جاری کرد حتي كوه هم نمي تواند در مقابل مقاومت کند و دوام آورد. در نهایت، دشمن شكست خورد و عقب نشيني كرد، رزمندگان مسلمان آنها را قلع و قمع كردند و بسیاری از آن ها پا به فرار گذاشته؛  انواع سلاح و توپ و مهمات خود را به جا گذاشتند.

"ميوند" فتح شد. ميوند را چه كسي فتح كرد؟

"ملاله" ، زن پشتون.

نه هزارها جوان كه به كمال مي رسند

نه يك شير زن ملاله ميوندي

در این صحنه؛ بزرگترین جامعه قبیله ای در جهان معاصر یعنی "پشتون" را می یابی که در ورای دژها و حصارهائی از سنت ها و عادات؛ پناه برده و جهان را با چشمان شک آلود و از حلقوم تفنگ می نگرند و میراثی غزلی و غنائی دارند که حتی مادران هم؛ کودکان را با غزلهای " تیر و شمشیر" می نوازند و هیچ قصیده عشقی هم خالی از ذکر " خون" نیست.                         ( افغانستان سقف جهان- ص 171 )

پشتون ها همه از ازل جنگجو آفریده شده اند، یعنی که زندگی در این منطقه آن ها را این سان تربیت نموده و " سلاح " هم جزئی از حیاتشان شده ، با " شمشیر " می رقصند و بازی کودکان "نشانه زنی " است و مادران با سرودهای مشهوری که از حفظ دارند کودکانشان را به خواب می برند :

" بخواب عزیزم ، بخواب ...

پدرت رفته به جنگ

با شمشیر و تیر و کمان

بخواب عزیزم .....

در مشهورترین غزلیات که  دختران جوان برای نامزدهایشان می خوانند :

دشمن را با باریدن گلوله های " خون " دفن کن

اگر ذخیره تو تمام شد

از مهریه خود برایت سلاح می خرم"                       ( افغانستان سقف جهان- ص189 )             

غرور و افتخار پشتون ها را فرهنگ و ادبیات شعری آنان در سروده های طولانی و بی شماری بیان می دارد. یکی از آن اشعار حماسی پشتون، خطاب به جهانیان می گوید:

در جنگ نظیر ندارم در دنیا؛

نه در بخارا یا کابل

و نه زابل یا در سند

تیر من با قوت و جسارت فضا را می شکافد

به سان رعد دشمنان را در هم می افکند

از پیروزی های من آسمان ها تجلیل می کنند

    در زیر سم اسبم زمین می لرزد.                           ( افغانستان سقف جهان- ص197 )

در واقع رسانه های مخالف طالبان توانستند با استفاده از عنصر یا عناصری از درون خود فرهنگ طالبان، دستاویزی برای دفاع از ملاله یوسف زئی بسازند.

روشن است که وقتی موضوعی با عناصری از فرهنگ، سنت، ادبیات مردمی و البته به طور مکرر بر بستری از دستاوردهای نوین، چون رسانه ها و ماهواره ها....  پیوند بخورد می تواند بسیار تاثیرگذار تر از صرف تبلیغات عادی و رسمی باشد.

غربیان ملاله را به جایی رساندند که نام او را در فهرست واجدان شرایط دریافت جایزه صلح نوبل قرار دادند و سرانجام نیز این جایزه منحصر به فرد جهانی را به او اعطا کردند.

                                                   (روزنامه انگلیسی زبان د نیوز 20/9/ 1393)

به دنبال آن، کنگره آمریکا نیز "قانون بورسیه ملاله یوسف زئی" را به تصویب رساند.

                                                                             ( روزنامه نئی بات 30/8/ 1393)

 بر اساس این قانون تعداد بورسیه ها جهت زنان پاکستانی، مطابق نیاز و لیاقت آنها، از طریق "آژانس توسعه بین المللی آمریکا" USAID" افزایش خواهد یافت تا به زعم آنها با نفوذ فزاینده مدارسی که افراط گرایی را در آموزش و پرورش مردم کشورهایی مانند پاکستان و افغانستان توسعه می‌دادند ، مقابله شود.

یکی از حواشی جهانی شدن پدیده ملاله، انتشار کتاب "من ملاله هستم" به زبان انگلیسی بود که به زبان پشتو نیز ترجمه شده ( به زبان فارسی نیز ترجمه شده) و در کابل از سوی انتشارات اکسوس به چاپ رسید. در واقع این کتابی برنامه ریزی شده است که با همکاری خانم کریستینالمب،  یک خبرنگار انگلیسی تالیف شده و طبعا در آن کوشیده است ملاله را در سطح فرهنگ جهانی بالا کشیده و معرفی کند.

                                                                   (روزنامه وحدت 15/8/1393)

اخیرا  و در آخرین پرده، ملاله یوسف‌زئی، به عنوان برنده جایزه صلح نوبل در بیانیه ای در رابطه با حمله طالبان به مدرسه فرزندان نظامیان در پیشاور پاکستان اعلام کرد: «من این اقدامات وحشیانه و بزدلانه را محکوم می کنم.»

ملاله یوسف‌زئی در ادامه بیانیه خود آورده است: «من به همراه میلیون ها تن دیگر در سراسر جهان، سوگوار این کودکان، برادران و خواهرانم هستیم- اما ما هرگز شکست نخواهیم خورد.»

             پایگاه خبری تحلیلی فرارو -  آذر ۱۳۹۳ - زمانی که جنگ به مدارس کشیده می شود 

 

ما و پدیده ملاله

فرهنگ غربی مهارت ویژه‌ و بسیار موثری در سوژه یابی، پدیده سازی، مسئله سازی و مباحثی از این دست دارد. تا آنجا که می توان آنرا قابل الگو گیری نیز دانست.

می دانیم که غربیان علی الاصول،  دینی نمی اندیشند و مذهب را در حاشیه ی تمدن خود و به عنوان پدیده ای فرهنگی می شناسند و از وارد کردن آن به جهان سیاست نیز احتراز دارند. در واقع آنها به لحاظ مبانی دینی و فرهنگی سنخیتی با فرهنگ مردم منطقه پاکستان و افغانستان ندارند،  حال چگونه است که با وجود این می توانند موضوعی به ظاهر ساده چون وبلاگ یک دختر دانش آموز به نام "ملاله " را به پدیده ای در سطح جهان برسانند.  این در حالی است که متاسفانه ملل مسلمان که ما نیز یکی از آنها هستیم نه تنها فصل مشترک بسیاری با یکدیگر داریم بلکه اصلا فرهنگ و تمدن ما بر مدار و محور اسلام،  قرآن و محمد (ص) شکل گرفته است. با این حال عمدتا به جز در موارد خاص،  دانایی،  توانایی و مهارت خلق چنین پدیده هایی را آن طور که باید، نداریم  و در واقع در بسیاری موارد بر خلاف این جهت، گام بر می‌داریم!!!.

 با توجه به آنچه آمد، به نظر می رسد لازم است ما، در برنامه ریزی های فرهنگی خود، مطالعات ملی و منطقه ای کشورها،  ایالت ها،  مناطق و حتی جوامع محلی مورد ماموریت خود در این سازمان، بررسی مجددی داشته باشیم و چه بسا بتوانیم بسیاری از تنش ها و تنازع های موجود را که عموما ناشی از تصورات ناقص یا غلط از یکدیگر است؛ مجال بروز ندهیم.

ملاله تنها یک فرد بود و طی چند سال گذشته رسانه های مختلف در برجسته کردن نقش این نوجوان پاکستانی در اتفاقات منطقه سوات بسیار کوشیده اند.

این نوجوان مستعد به تدریج مراتب ترقی و مقبولیت اجتماعی را یکی پس از دیگری طی کرد و برنامه ریزان غربی فضای خبری پاکستان را به دست گرفت و در اظهار نظرهای شهروندان پاکستانی تا بدان جا فضای ضد طالبان و ضد خشونت را مدیریت کرد که برخی شهروندان پاکستانی در خواست نموده اند برای از بین بردن طالبان لازم است امریکا و متحدانش از حملات پهپادی گسترده بهره بگیرد.

مقایسه ای هر چند گذرا  بین کشتار وسیع شیعیان با این اتفاق، نشان دهندۀ قدرت رسانه ها در کنترل افکار عمومی در پاکستان و جهان است.

علی الخصوص اینکه در این کشور راه اندازی رسانه اعم از مکتوب و دیداری و شنیداری بسیار آسان است و تقریباً هیچ مشکل قانونی ندارد.

قدرت رسانه ای گروه ها و احزاب با گرایش دینی، علی الخصوص شیعیان، در مقابل رسانه های سکولار و غیر دینی بسیار اندک است و در نتیجه باوجود ظلم فاحش و آشکاری که به آنها می شود، نتوانسته اند آن را تبدیل به یک جریان قدرتمند کنند و واکنشی را چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی ایجاد کنند. از همین روکشتار وسیع آنان در پاکستان امری عادی تلقی می شود و در چارچوب اختلافات بین اهل سنت و شیعیان قابل توضیح است و این ماجرا طی سالها چنان تکرار شده که کسی حساسیتی نسبت به آن نشان نمی دهد و رسانه ها به آسانی از کنار آن می گذرند.

 

«نخبه گزینی» و «چهره سازی» شیوه ای است که در چند دهۀ اخیر یکی از اساسی ترین شیوه های فعالیت دستگاه های رسانه ای و فرهنگی مغرب زمین بوده است. برای رسیدن به این مقصود از ابزار های مختلف بهره  می گیرد و در برنامه ریزی دراز مدت می کوشند طرحهای خود را به گونه ای اجرا کنند که در مسیر عملی کردن برنامه افراد و تشکلهای مورد نظر را رشد دهند.

نگاه کلان و دراز مدت و تلاش برای تأثیر گذاری بر نخبگان و گروه های مرجع از اهم اصول کار آنان است. دامنۀ زمانی این نوع از کار، فاصلۀ زمانی کودکی تا میان سالی را در بر می گیرد. تعجیلی برای به نتیجه رسیدن طرح در کوتاه مدت نیست و در پایان هر سال حاصل عملکرد آنان در جدولی نمی گنجد، تا به مراکز خود عرضه کنند و ارزشیابی شوند بلکه نتیجۀ کار را در پروسه ای می بینند که دراز مدت به نتیجه برسد.

 

برنامه هایی که اجرا می شود، گرچه در حوزه های متفاوت است اما هدف واحدی را دنبال می کند. کمکهای اجتماعی به کمک رسانه ها می آیند و تأسیس سازمانهای مردم نهاد را با مدد رسانه و افراد توضیح می دهند. اینگونه نیست که هر بخشی کار خود را جداگانه انجام دهد و مکمل عملیات و اهداف هم نباشد.

دو اتفاق- دو روایت، تأملی بر ترور ملاله یوسف زئی و فضای رسانه ای پاکستان-"قهرمان سلیمانی"

 

در تصویری که در کمپین «دختران ما را به خانه برگردانید»(کمپین حمایت از دختران آمریکایی گروگان گرفته‌شده در نیجریه) منتشرشده است، "ملاله" در کنار "میشل اوباما" در حال حمل شعار نوشته‌ای دیده می‌شود که خواستار دخالت جامعه جهانی و آمریکا برای بازگرداندن این گروگانان به آمریکا است. البته این درخواست و پیام  کاملاً آشکار آن: دخالت و تهاجم نظامی آمریکا در نیجریه برای نجات شهروندانش می باشد. به عبارت دیگر معنای شعار آنان این است: «با جنگ، حمله، کشتار و تخریب، دختران ما را به خانه بازگردانید.»
نکته جالب در این میان این است که "ملاله" اینک چهره محبوب نو محافظه‌کاران جنگ‌طلب آمریکایی است. آنان از ترور "ملاله" به‌ عنوان دلیلی برای اثبات کردن ضرورت جنگ در افغانستان استفاده می‌کنند. از دید آنان، تنها راه دفاع از حقوق بشر و حفظ صلح در افغانستان تهاجم و اشغال این کشور است.

"ملاله" نزد نویسندگان نو محافظه‌کار طرفدار جنگ، تبدیل به دلیلی شده است تا بدان وسیله جلوی عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از افغانستان گرفته شود. استدلال آنان این است: جنگ راه تحقق حقوق بشر است، پس خوب است.

"ملاله" هم اکنون به گفتمان مخالفت با خشونت و لزوم برقراری صلح همه‌جانبه در جهان تبدیل شده است.

بدون اینکه بخواهیم، اندکی در قباحت و منفور بودن ترور ملاله تردید کنیم ، و در پی آن باشیم که از زشتی این عمل شنیع ذره ای بکاهیم، باید از ملاله پرسید اگر هدفش گسترش صلح در جهان است چرا تلاش می‌کند تا راه را بر دخالت نظامی آمریکا در نیجریه باز کند؟ دخالتی که باعث کشتار مردان، زنان، کودکان و پیرمردان در این کشور می‌شود؟ همه این کمپین‌ها در راستای تلاش آمریکا برای دخالت نظامی هرچه گسترده‌تر در آفریقا است. برنامه‌ای که محدود به نیجریه نخواهد ماند و دامان سایر کشورهای آفریقایی را هم خواهد گرفت.
"ملاله" اخیراً گفته است که دختران آمریکایی گروگان گرفته‌شده در نیجریه، خواهران او هستند؛ اما باید از او پرسید که دخترانی که در عراق و افغانستان زندگی می‌کنند، چه؟ دختران و زنانی که روزانه به خاطر حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی در یمن و پاکستان کشته، مجروح، یتیم یا بیوه می‌شوند، چه؟ آیا او می‌خواهد ترور روزانه و رسمی‌ای که اکنون در پاکستان و یمن صورت می‌گیرد در نیجریه هم تکرار شود؟ یوسف زئی باید بداند که هنگامی‌که او به مقامات آمریکایی می‌گوید: «خواهران نیجریه‌ای مرا حفظ کنید» در واقع می‌گوید: «خواهران نیجریه‌ای مرا بمباران کنید»

در واقع باید گفت: مخالفت و مقاومت ملاله یوسف زئی در مقابل افكار جاهلي طالبان قابل ستايش ليكن در غلتیدن در دام امپرياليسم خبري غرب؛ قابل سرزنش بوده، پذيرفتني نيست.

پایگاه خبری تحلیلی فردا - ارديبهشت ۱۳۹۳ - ملاله یوسف زئی؛ عروسک خیمه‌شب‌بازی امپریالیسم آمریکایی

 

کار اصلی غربیان "گفتمان سازی" در همه حوزه ها است که بر عهده رسانه ها قرار گرفته است.

"گفتمان سازی" فرآیندی است که پس از یک برنامه ریزی دقیق، در یک چرخه و پروسه هماهنگ، طی یک جدول زمانبندی شده عمدتا طولانی، مرحله به مرحله، همراه با تقسیم کار بین افراد و سازمانهای گوناگون، پیاده و به اجرا در می آید.

اما تا امروز رسانه های ما چه میزان به نقش تاریخی گفتمان سازی پرداخته اند؟ اساسا سهم رسانه ها در پیگیری گفتمان سازی چه میزان است؟ مهمتر اینکه فرهنگ سازی در حوزه های مختلف  به چه ترتیب است و رسانه ها چه نقشی در این رابطه باید ایفا کنند؟

 

تلقی نادرست رسانه ها از گفتمان سازی نیز در بی توجهی به حوزه فرهنگ مزید بر علت شده است.

 

در واقع همه ماجرا، در گفتمان سازی خلاصه می شود.

 

رسانه باید به این سطح از بلوغ برسد که فرهنگ و گفتمان سازی منحصر به تکرار یک حرف آنهم به روش های سنتی نیست. با سیاه کردن خبرگزاری و روزنامه، مخاطب گفتمانی نمی شود. برای گفتمان ساختن باید هنر، درایت و تخصص رسانه ای و موضوعی داشت.

 

مطالبه گری نیز در همین فرهنگ سازی است. اگر بین مردم گفتمانی حاکم شود؛ رسانه نیز به ناچار باید مطابق ذائقه مردم رفتار کند. از این رو به صورت خود به خودی مطالبه رسانه ای نیز به رنگ تقاضای مردمی می شود. 

 

نتیجه اینکه مسائل فرهنگی نیاز به یک گفتمان سازی دارد و گفتمان سازی یعنی مردم مشارکت و مطالبه کنند و رسانه تنها حلقه واسط و تریبون مردم باشد. رسانه ای که تنها احساس وظیفه می کند تا بدون توجه به همراهی مردم، حرف بزند که رسانه نیست؛ یک نهاد کارمندی و مزد بگیری است که ارباب رجوع هم ندارد.

     

در فرآیند گفتمان سازی، مطالبه گری رسانه ها نیز مقطعی نخواهد بود. اینطور نخواهد بود که مدتی فلان رسانه مسئله مهمی را پیگیری کند اما ناگهان همه چیز فراموش شود.

 

نحوه بیان مساله بسیار مهم است. نحوه بیان مسائل در شرایط موجود یک اشکال روشی جدی دارد و آن اینکه مسائل صرفا برای نخبگان نوشته می شود و به همین دلیل گفتمان و مطالبه عمومی ایجاد نمی کند. مطالب باید همه فهم و اما خواص پسند باشد. این هنر یک رسانه در طرح مساله است

 

مهمتر از ادبیات، نحوه مواجهه با موضوعات است. مساله فرهنگ باید بین رشته ای دیده شود تا گفتمان ساز باشد. ارتباط فرهنگ با جامعه و سیاست و اقتصاد ناگسستنی است.

     پایگاه خبری تحلیلی الف -  ارديبهشت۱۳۹۳ - کاش کفن پوش اقتصادی هم داشتیم

منابع و مآخذ

اخبار فرهنگی ایالت خیبرپختونخوا (5 )- روزنامه وحدت 15/8/1393
اخبار فرهنگی ایالت خیبرپختونخوا (8 )- روزنامه نئی بات 30/8/ 1393
اخبار فرهنگی ایالت خیبرپختونخوا (10)- روزنامه انگلیسی زبان د نیوز 20/9/ 1393

دانشنامه ويكي پديا سر واژه "ملاله ميوندي"  

دو اتفاق - دو روایت، تأملی بر ترور ملاله یوسف زئی و فضای رسانه ای پاکستان-  "قهرمان سلیمانی"

پایگاه خبری تحلیلی فردا -  ارديبهشت ۱۳۹۳-  ملاله یوسف زئی؛ عروسک خیمه‌شب‌بازی امپریالیسم آمریکایی

پایگاه خبری تحلیلی الف -  ارديبهشت۱۳۹۳ - کاش کفن پوش اقتصادی هم داشتیم

پایگاه خبری تحلیلی فرارو -  آذر ۱۳۹۳ - زمانی که جنگ به مدارس کشیده می شود 

 مقاله"ملاله که بود" کتاب"ادبیات عامیانه پشتو"- تالیف "دکتر محمد افضل رضا"

کتاب "افغانستان سقف جهان" تالیف "فهمی هویدی" ترجمه و نگارش سرور دانش        

 

Cultural Center Consulate General of The Islamic Republic of Iran

  4-Main Gulbarg Road - Lahore - Pakistan

Tel: +92-42-99263358-60 Fax: +92-42-35711486 E-mail: Lahore.icro.ir@Gmail.com Web: http://Lahore.icro.ir

 

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
banners
فارسی داخلہ 2018

اسلامک سکولز

معرفی سعدی آموزش

یازدھمین جشنوارہ رسانہ ھای دیجیتال

جایزه جهانی اربعین

اسلام کمیکز

فراخوان اعظای نشان سعدی و اقبال

ھمائش حلال

مذہبی تعلم مصطفیٰ یونیورسٹی

داخلہ دانشگاہ یزد

دانشگاہ تہران

دانشگاہ الزھرا (س)

کتابخانہ دیجیتال سازمان

نامہ رہبر معظم بہ نوجوانان غربی

اوقات شرعی

سایت رایزنی فرہنگی

Ashnayi ba lahore

darbarha

majala 23,1391

libraries

kfpics

live ziaraat

Imam Khumeini

dafter Khamnaee

akhbaraat

farsi link

تبریز 2018
vote
نظرسنجي غير فعال مي باشد
UsersStats
Visitorsofpage: 400
Visitorsofday : 93
Visitorsofpage : 1598704
Onlinevisitors : 4
PageLoad : 2.2344

مقالات پژوھشی|صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت