دوشنبه ٢٥ تير ١٣٩٧ صفحه اصلی|آرشیو اخبار|مقالات پژوھشی|فارسي|اردو
 
صفحه اصلی|مقالات پژوھشی|صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
Title
iran
نمایی از ارگ بم - کرمان
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
NewsletterSignup
نام :   
ایمیل :   

 

خانه فرهنگ سرکنسولگری جمهوری اسلامی – لاهور

 

1396

 

 

 

نام و وجه تسميه پنجاب

اسم "پنجاب" نخستين بار در كجا آمده است و به عنوان يك منطقه در چه زماني مشهور شده است؟ در ادامه خلاصه‌اي از تحقيقات پژوهشگران دراين زمينه را ارائه مي‌كنيم:

در "دايره‌المعارف بريتانيكا" آمده است كه كلمة "پنجاب"، اولين بار در "سفرنامة ابن بطوطه" كه در قرن 14 ميلادي به هندوستان عزيمت كرده بود، به كار برده شده است.

به نظر نويسندة معروف قرن نوزدهم شهر لاهور يعني "مفتي غلام سرور لاهوري"، اسم "پنجاب" اولين بار در عصر "اكبرشاه گوركاني" به اين منطقه اطلاق شده است.

"مرحوم دكتر محمد باقر"، دانشمند برجستة زبان وادبيات فارسي در پاكستان مي‌نويسد: حقيقت امر اين است كه منطقه‌اي از هند و پاكستان كه از شرق تا غرب يعني از شهر انباله تا شهر اتك، از شمال تا جنوب يعني از شهر راولپندي تا بهاولپور، گسترده شده و قبل از تأسيس پاكستان به اسم "پنجاب" مشهور بوده، از ديرباز به اين نام خوانده نمي شده است؛ مثلاً طبق اطلاعات نويسنده قبل از جهانگير (1014 هجري/1605 ميلادي) هيچگاه اسمي از پنجاب برده نشده است. شايد جهانگير اولين فردي بود كه در كتاب "توزك جهانگيري" از اين منطقه به اين اسم ياد كرده است.

"پنج" و "آب" يعني پنج آب كه يك كلمة فارسي است به احتمال زياد توسط يك فارسي زبان به كار برده شده و قبل از آن هيچگاه به اين نام وجود نداشته است. اين عبارت از "مرحوم دكتر محمد باقر" در فصل اول جلد 13 كتاب "تاريخ ادبيات مسلمانان پاكستان و هند" آورده شده است. طبق نظر وي قبل از همه جهانگير در كتاب خود "توزك"، كلمة "پنجاب" را به كار برده؛ ولي نگارنده مخالف اين نظر بوده و معتقد است نظرية "عباس خان سرواني" در كتاب "تاريخ شيرشاهي" (تأليف 81-1580 ميلادي) ترجمة مظهرعلي خان ولا، چاپ اول، ابتداي قرن 19، چاپ جديد 1963 كراچي در صفحة 140، درست به نظر مي‌رسد كه در بين عبارت ذيل به چشم مي‌خورد:

"براي مسافرين و امنيت راهها، در سر هر چهار راه، كاروانسرا ساخته بودند. يك جاده توسط شيرخان از قلعه تا پنجاب بنا شده بود."

علاوه بر اين در كتاب "آئين اكبري" ابوالفضل بيهقي (جلد اول  چاپ كلكته  1872)، اين منطقه را به دو قسمت تقسيم كرده است: يك ايالت، لاهور (صفحه 5377) و دومين ايالت، ملتان       (صفحه 549) مي‌باشد ولي در جلد دوم "آئين اكبري" صفحه 161  در عنوان  يكي از فصول به اين صورت آمده است:

"نهضت موكب اقبال شهنشاهي از حدود پنجاب به دارالخلافه آگره ظل اقبال به دهلي انداختن... "

از منابع مذكور به اين نتيجه مي‌رسيم كه در عصر اكبرشاه اگرچه پنجاب به دو قسمت تقسيم شده بود ولي مجموعاً به اسم پنجاب خوانده مي‌شد.

محقق قرن بيستم لاهور، "مرحوم عين‌الحق مزيد كوتي" مي‌نويسد: احتمالاً اصطلاح پنجاب قبل از دوران "اكبرشاه" رايج نبوده است.

در اين مورد عبارتي از "دايره‌المعارف اسلامي اردو" را نيز ملاحظه فرمائيد:

"با يقين كامل نمي‌توانيم بگوئيم كه اسم پنجاب براي اين منطقه، قبل از عصر مغولان در منابع قديم، در كجا ذكر شده است؛ در كتاب "عطاءالملك جويني" يعني "تاريخ جهانگشاي" منطقة "پنجاب" به محدوده‌اي بين "بلخ" و "ترمذ"، دركنار رودخانة جيحون اطلاق مي‌شده است؛ به همين ترتيب براساس "طبقات ناصري" منهاج سراج، پنجاب يعني رودخانة سند و پنج رودخانه همراه آن (با سلطان قطب الدين ايبك او را به حدود پنج آب سند مصاف افتاد). رودخانه پنجند يعني همان رودخانة سند است (و در همين ماه ملك ناصرالدين قباچه از حصار بهكر خود را در پنجاب غرق كرد).

در "تاريخ بيهقي"، "كتاب الهند" و "تاريخ فيروزشاهي" وغيره مناطق مختلف اين ايالت به اسم شهرهاي مركزي خود منسوب شده اند مثلاً سرهند (سهرند)، جالندهر، لاهور، ديپالپور و ملتان وغيره.

در دوران مغول و قبل از آن، مناطق حومة پنجاب را به اسم ايالت ملتان و يا ايالت لاهور ياد مي‌كردند ولي از دوران اكبرشاه، نام پنجاب به كرات و توسط عموم مردم مورد استفاده قرار مي‌گرفته است.

"ابوالفضل بيهقي" در كتب خود "آئين اكبري"، "اكبرنامه" و كتب ديگر، چندين بار از پنجاب ذكري به ميان آورده و كشمير را منطقه‌اي جدا دانسته است. نوشته‌ها و بيانات مختلف نشان مي‌دهند كه لاهور، هستة مركزي ايالت پنجاب به حساب مي‌آيد.

آنچه "منشي سبحان راي" در كتاب خود "خلاصه التواريخ" دربارة پنجاب بيان كرده است، نشانگر وضعيت نيمة دوم دوران حاكميت مغولها مي‌باشد. "منوچي" كه در عصر شاهجهان و اورنگزيب مي‌زيست، پنجاب را جايگزين و جانشين حاكميت لاهور دانسته، مي‌نويسد: "در نزديكي شهر بهكر هفت رودخانه به هم مي پيوندند؛ پنج رودخانة آن از مناطق لاهور مي گذرند كه سرچشمة آن، كوههاي كشمير و سرينگر هستند، به همين دليل به لاهور، پنجاب يعني سرزمين پنج رودخانه گفته مي‌شود."

براساس اطلاعات فوق، كلمة پنجاب از حيث علم و اصطلاح از تاريخ (451 هجري/ 1059 ميلادي) تا دوران جهانگيري (1307-1014) به كار برده مي‌شده است ولي اين عبارات به حدي متناقض و پيچيده هستند كه تصوير روشني از پنجاب ارائه نمي دهند و اين امر مستلزم يك مطالعة دقيق و جدّي مي‌باشد؛ بنابر اين در صفحات آينده با كمك منابع و مآخذ اصلي، آغاز پيدائش كلمة پنجاب و ارتقاء تاريخي آنرا ارائه خواهيم كرد تا به دنبال آن، مشخص شود كه كلمة پنجاب در مفاهيم مختلف به كار رفته و همچنين روشن شود كه پنجاب از چه زماني به عنوان سرزمين پنج رودخانة معروف گشته است.

در تاريخ ادبيات، كتاب "طبقات ناصري" (658 هجري / 1260 ميلادي) قديمي‌ترين منبعي است كه براي نخستين بار، كلمة پنجاب در دو جاي آن به صورت ذيل آورده شده است.

الف: "سلطان قطب الدين ايبك" او را به حدود پنج آب سند مصاف افتاد.

ب: و در همين ماه "ملك ناصرالدين قباچه" از حصار بهكر خود را در پنجاب غرق كرد.

عموم مورخين از كلمة "پنج آب"، رودخانة سند را استنباط مي‌كنند و ظاهراً همين نقل، درست به نظر مي‌رسد. به همين ترتيب مي‌توان گفت در عصر خاندان "غلامان"، "ناصرالدين محمود" (66-1246 ميلادي) پسر "سلطان التتمش" كلمة "پنجاب" براي اولين بار بر روي صفحة كاغذ نقش بست و بعداً براي سرزمين "پنجاب" به كار برده شد.

پس از آن، كلمة "پنجاب" در كتاب "وسط الحيات" تأليف "اميرخسرو" در قسمت نوحة "سلطان شهيد" آمده است. از كلمة پنجاب در مفهوم پنج رودخانه به اين صورت استفاده شده است:

بسكه آب چشم خلقي شد روان در چارسو

 

"پنج آب" ديگر اندر مولتان، آمد پديد

از زيادي اشك چشمان مردم كه در چهار طرف جاري شد، پنجاب ديگري در نزديكهاي مولتان  به وجود آمد.

"حضرت اميرخسرو" در پيشگفتار ديوان "عزه‌الكمال" (تأليف 693 هجري / 1294ميلادي) كلمة "پنجاب" به مفهوم "پنج رودخانه" را چنين بيان كرده است:

"پنج سال ديگر پنج آب مولتان را از بحور لطائف خاني آب دادم".

امير خسرو در كتاب خود "دولراني خضرخان" (تأليف 715 هجري / 1216 ميلادي) از كلمة "پنجاب" به همين مفهوم استفاده كرده است:

بي‌تاب پنجه بر لب‌هاي پنجاب

 

بطان را چاشني داده ز سرخاب

بعد از آن كلمة "پنج آب" در كتاب "عبدا... وصاف" به نام "تاريخ وصاف" (تأليف 728 هجري / 1328 ميلادي) به مفهوم پنج رودخانه آمده است.

"ابن بطوطه" سياح معروف زمان "محمد تغلق" (733 هجري / 1333 ميلادي) در نزديكي شهر "اوچ" هنگام عبور از رودخانة سند مي‌نويسد:

خداي را شكر كه به سلامتي به پنجاب رسيده ايم. اين رودخانه سند است. پنج يعني پانچ و آب يعني رودخانه (دريا). به همين علت معني آن پنج رودخانه مي‌شود.

"ابن بطوطه" در آغاز بخش دوم سفرنامة خود مي‌نويسد:

ما كنار رودخانه سند رسيديم كه به اسم پنجاب معروف است؛ به معني پنج رودخانه و اين رودخانه از رودخانه‌هاي بزرگ جهان به شمار مي‌رود.

از مطالب فوق مشخص مي‌شود كه تا عصر "محمد تغلق"، دومين اسم منطقة سند "پنجاب" بوده است و در ايجاد وجه تسميه پنجاب، رودخانه‌هاي ديگر نيز مؤثر بوده‌اند. تا قبل از عصر "محمد تغلق" براي سرزمين پنجاب اصطلاح پنجاب رايج نبوده است.

نويسنده عصر لودهي (1450 تا 1526) يعني "يحيي بن احمد سرهندي" در كتاب خود "تاريخ مبارك شاهي" (تأليف 838 هجري / 1435 ميلادي)، كلمة پنجاب را به اين صورت آورده است:

"و در خمس عشر وستمائته (625)، ناصرالدين قباچه در حد (منطقه) "اوچه" يك كرت (يكبار) با سلطان مرحوم مقابل شده بود و منهزم گشته  بارديگر به تاريخ مذكور درحد اوچه و ملتان مصاف داد و منهزم شد  چون لشكر تعاقب كرد در لب آب "پنجاب" درآمد و  عبره كردن (شناكردن) نتوانست،     غرق شد.

گويا تا نيمة اول قرن نوزدهم هجري پنجاب به نام رودخانة سند معروف بوده است.

در مواعظ نوشه پير (959 هجري / 1552 ميلادي  1064 هجري/1656 ميلادي) براي اولين  بار كلمة "پنجاب" به عنوان نام منطقه به كار رفته است. ترجمة متن به شرح ذيل مي‌باشد:

"از مردم منطقة پنجاب چند نفري مشرف به اسلام شدند."

در كتاب "تاريخ شاهي" معروف به " تاريخ سلاطين افاغنه" نوشتة "احمد يادگار" در آغاز عصر اكبري كلمة پنجاب، به عنوان اسم منطقه به شرح ذيل آمده است:

في‌الجمله تقسيم ولايت نيز كردند، "ميوات" به جهانگير ميرزا هندال مقرر شد (داده شد) پنجاب و كابل به ميرزا كامران (اختصاص يافت).

در كتاب "عباس خان سرواني" به نام "تاريخ شيرشاهي" (987 هجري/1579 ميلادي) كه در دورة اكبرشاه تأليف شده از پنجاب، دوبار به عنوان اسم منطقه استفاده كرده است. اصل متن را ملاحظه كنيد:

الف: از براي امن راه و استراحت مسافران پي تكيه گاه بر سر راه به فاصلة دو كروه راه سراي (كاروانسرا) ساخته است و يك رسته از قلعه (كه) در ملك "پنجاب" خود ساخته بود تا شهر "ستارگانو" (ستاركالو) كه در ملك بنگاله به كنار درياي شور واقع است، ساخته.

ب: من كه "عباس خان ككور سرواني احدي" (اَم) از ناقلان آثار شيرخاني (شيرخان) چنين استماع دارم كه در عهد دولت شيرخان اعظم، همايون نيازي حاكم پنجاب و ملتان بود.

در ساير منابع تاريخ عهد اكبرشاه مثلاً "آئين اكبري" و "اكبرنامه" وغيره نيز كلمة "پنجاب" براي منطقه مورد استفاده قرار گرفته شده است اما در يكي از تأليفات آن عصر" تاريخ سند" نوشتة محمد معصوم بهكري (تأليف 1009 هجري / 1601 ميلادي) كلمة "پنجاب" هم براي منطقه و هم براي رودخانة سند استفاده شده است. به اصل متن توجه كنيد:

"در اين اثناء به تاريخ ماه ربيع الاول سنه ثمان مائته براي پير محمد نبيرة امير تيمور صاحب قرآن از آب "پنجاب" گذشته حصار (قلعه) او چه را محاصره نمود".

"و چون فردوس مكان، ظهيرالدين بابر بادشاه غازي در سند، ثلاثين تعمايه ولايت "پنجاب" را متصرف شده، عازم دهلي گشتند.

در كتاب تاريخ عصر جهانگيري (27-1605 ميلادي) كلمة "پنجاب" به عنوان اسم يك منطقه آمده، خود شهنشاه جهانگير در كتاب خود "توزك" نوشته است:

نمك در كشمير نمي‌باشد، از هندوستان و پنجاب مي‌برند.

همچنين در كتب ديگر تاريخي اين عصر، اعم از "تاريخ فرشته" (تاليف 1015 هجري / 1607 ميلادي) تاريخ خان جهاني و مخزن افغاني (تأليف 1021 هجري / 1613 ميلادي) وغيره نيز پنجاب در مفهوم يك منطقه به كرّات مورد استفاده قرار گرفته است.

 

 

 

وجه تسميه

لفظ پنجاب از دو كلمة "پنج" و "آب" ساخته شده و به معني سرزمين پنج رودخانه مي‌باشد.

دربارة "وجه تسميه پنجاب" مورخين آراء مختلفي را ارائه كرده‌اند. براساس يكي از اين آراء اين سرزمين به علّت وجود "پنج رودخانه" (دريا) پنجاب ناميده شده است. در اين مورد مورخ بزرگ پنجاب "غلام محي الدين قادري" معروف به "بوت شاه" مي‌نويسد:

"و اين ملك (سرزمين) را پنجاب از آن گويند كه پنج درياي (رودخانه) از ميان اين ملك مي‌گذرند." نظر "سيد مصطفي علي بريلوي" نيز تقريباً همين است: " چون اين منطقه را پنج رودخانه سيراب مي‌كند به همين علت پنجاب ناميده شده است".

"بابوكورامل" همين ايده را با اندكي تفاوت اينگونه بيان مي كند: در حقيقت "پنجاب" سرزميني را مي‌گويند كه پنج رودخانه روان داشته باشد و طبق نظر "سوهن لعل": وجود پنج رودخانه علت نامگذاري پنجاب شده است و "كريم‌الدين" با صراحت بيشتر مي‌نويسد: درحقيقت پنجاب اسم ايالت لاهور بوده است يعني در دوران "اكبر شاه"، هنگام تقسيم ايالتها، به علت وجود پنج رودخانه، اسم اين ايالت پنجاب شده است.

نظر ديگري نيز دربارة "وجه تسميه" وجود دارد كه اين منطقه به علت واقع بودن در بين پنج رودخانه، پنجاب گفته مي‌شود، به طوريكه فرهنگ نويس معروف ايران "علي اكبر دهخدا" ايده‌اي نزديك به همين نظر را ارائه مي‌دهد. وي مي‌گويد:

و چون آن (پنجاب) مركب از پنج نهر است از اين رو خطة مزبور را پنجاب خوانده‌اند.

"شيخ عزت ا..." در اين مورد مي‌نويسد: اغلب مناطق اين ايالت (پنجاب) در محدودة رودخانه‌هاي طوفان خيز واقع است و به همين دليل به (پنج آب) يا پنجاب معروف شده است.

"مولوي فيروزالدين" نيز همين نظر را دارد: در حقيقت "پنجاب" سرزميني است كه بين پنج رودخانه "ستلج"، "بياس"، "راوي"، "چناب" و "جهلم" واقع است.

"رنگ لال" نيز همين عقيده را دارد و مي‌نويسد: "پنجاب" را به علت وجود پنج رودخانه، پنجاب مي‌گويند.

ولي يك گروه ديگر از مورخين با اين رأي موافق نيستند؛ از نظر ايشان به مناسبت وجود "دو آبه" كه بين رودخانه‌ها وجود دارند، اسم "پنجاب" نامگذاري شده است. در اين مورد "مفتي علي‌الدين"    آورده است.

"آنچه ملك در احاطه درياي (رودخانه) "ستلج" كه شرقي آنست و درياي (رودخانه) "سند" كه غربي آن جاري مي‌باشد... و در وسط آن چار درياي (چهار رودخانه) ديگر مسمي (به نام) "بياس"، "راوي"، "چناب" و "جهلم" جاري‌اند، و به سبب اجراي (وضعيت) اين هر چهار درياي ديگر، در وسطش، دو آبه شده‌اند، از اين وجه (علّت) "پنجاب" مي‌خوانند".

"مفتي غلام سرور لاهوري" نيز با نظر فوق موافق مي‌باشد. به عقيدة وي به علت وجود "پنج دو آب" اسمش "پنج دو آب" گذاشته شده بود ولي در نتيجة استعمال زياد، كلمة "دو" حذف شده و فقط پنجاب باقي‌مانده است.

يك نظر جالب ديگر را "آقاي زيد -1- راگوازن" در كتاب انگليسي خود به نام "ويدك اينديا" به شرح ذيل آورده است.

"اين سرزمين پنجاب است كه داراي رودخانه‌هاي زياد و مناطق گسترده مي‌باشد... رودخانه‌هاي آن به استثناي "سند"، از محدودة جغرافيائي خود آن شروع و به خود منطقه خاتمه مي‌يابند. اين پنج رودخانه از منتهااليه غرب كوههاي هيماليا سرچشمه گرفته و يكي بعد از ديگري به هم پيوسته و بالاخره يك رودخانه مي‌شوند كه عميق، پهن و خروشان است. اسم اين رودخانه "پنج ند" يعني پنج رودخانه است كه بالاخره تمام منطقه با همين نام معروف شده و لفظ پنجاب، فارسي اين كلمه مي‌باشد.

"دي سي سركار" نيز ضمن تاييد اين نظريه مي‌گويد:

پنجاب يعني "پنج رودخانه" درحقيقت ترجمة فارسي كلمة "پنجند" هندي است. كلمة "پنجند" در كتاب‌هاي مختلف ديده مي‌شود، از آنجمله در كتابهاي "حماسي پران" نيز ذكر شده است.

با توجه به دو نظرية فوق دربارة وجه تسميه پنجاب به اين نتيجه مي‌رسيم كه:

اسم سرزمين "پنجاب" به علت وجود پنج رودخانه در اين منطقه مي‌باشد و يا در عرف عام، سرزميني كه از پنج رودخانه سيراب مي‌شود، "پنجاب" نام دارد و رأي دربارة وجه تسميه به استناد       "دو آبه‌ ها" زياد معقول به نظر نمي‌رسد، اگرچه در كتاب "آئين اكبري" آمده است: "اكبرشاه"؛ پنجاب را خود سرزمين  دوآبه نامگذاري كرده، ليكن نمي‌توانيم به اين نتيجه برسيم كه "اكبرشاه" به مناسبت        "دو آبه ‌ها" اسم منطقه را پنجاب ناميده باشد، بلكه حقيقت امر اينست كه اكبرشاه با اشاره به پنج دوآبه، مرزهاي پنجاب را تعيين كرده بود و اين ادعاي "مفتي غلام سرور لاهوري" كه پنجاب قبلاً (پنج دو آب) بوده است صرفاً ساختة ذهني خود وي مي‌باشد، چون در تاريخ ادبيات اصطلاح "پنج آب" با اين معنا هيچ جا نيامده است؛ به همين ترتيب برداشت سمبليك و تلويحي از پنجاب كه از ترجمة فارسي اسم اولية هندي "پنج ند" مي‌باشد، با توجه به فقدان سنديت آن، مورد قبول نخواهد بود.

به هرحال، از مجموع نظرات فوق الذكر، اين نتيجه را استنباط مي‌كنيم كه پنجاب كلمه‌اي فارسي و مركب از "پنج" و "آب" است و لازم است علت وجه تسميه پنجاب را در مفهوم و معناي اين كلمه يعني "سرزمين پنج رود" پيدا نمائيم؛ اگرچه در عصرهاي مختلف، مرزهاي سياسي آن متفاوت بوده است ولي اصل پنجاب، منطقة پنج دو آبه مي‌باشد.

 


 

 

 

رودخانه‌ها به عنوان وجه تسميه

 

آن پنج رودخانه كدام هستند كه باعث نام گذاري اين منطقه به اسم "پنجاب" شده‌اند؟

در پاسخ به اين سوال، مورخين به دو گروه تقسيم شده‌اند؛ يك گروه رودخانه‌هاي "ستلج"، "بياس"، "راوي"، "چناب" و "جهلم" را علت نامگذاري مي‌دانند و گروه دوم به جاي رودخانة "بياس"، از "سند" ياد مي‌كنند؛ نمايندگان نظريه اول بيشتر مورخين غربي هستند در حاليكه دانشمندان شرقي طرفدار نظر دوم مي‌باشند.

"ستان باخ" نويسندة معروف مغرب زمين به عنوان نمايندة گروه دوم براي اثبات اينكه رودخانة سند باعث اين وجه تسميه است، مي‌نويسد:

منطقة بزرگ در شمال غرب هند به اسم ايالت "پنجاب" موسوم است و "پنجاب" مركب از دو كلمة فارسي " پنج" و "آب" مي‌باشد و علت اين تسميه، پنج رودخانه اين منطقه اعم از سند يا اتك، جهلم، چناب، راوي و ستلج است.

در اين مورد "كوننگر مارك" مي نويسد:

"پنجاب" اسم خاك پاك پنج رودخانه "ستلج"، "راوي"، "چناب"، "جهلم" و "سند" مي‌باشد. اين پنج رودخانه ايالت شمالي را تشكيل مي‌دهند و اين نام نيز به همين مناسبت گذاشته شده است.

همانگونه كه قبلاً ذكر شده است يك گروه از نويسندگان غربي با اين نظر موافق نيستند و در اين مورد بيان "مفتي غلام سرور" قابل توجه است ولي براي نويسندگان غربي نظرية وي قابل قبول نيست زيرا رودخانة "بياس" در مكاني به نام "جوهري" در رودخانة "ستلج" ادغام شده است و از اين حادثه فقط هشتاد سال (1285 هجري / 1868 ميلادي) مي گذرد؛ قبل از اين، رودخانة "بياس" نيز مثل رودخانه‌هاي ديگر، در سراسر پنجاب جاري بوده است و مسير قديمي آن هنوز از دور مشاهده مي‌شود و اسم اين منطقه (پنجاب)، در عصر "اكبرشاه" گذاشته شده بود. در حقيقت پنج رودخانه پنجاب شامل "ستلج"، "بياس"، "راوي"، "چناب" و "جهلم" مي‌باشند و رودخانة "سند" را در بر نمي‌گيرد.

قبل از "مفتي غلام سرور لاهوري"، همين نظريه را "بوتي شاه" اظهار كرده بود، وي مي نويسد: اين رودخانه (سند) در غرب ملك پنجاب واقع است و به نظر برخي جزء رودهاي پنجاب به حساب نمي‌آيد.

علاوه بر اين، نويسندگان ديگري نيز همين رأي را در نوشته‌هاي خود بيان داشته‌اند. از اين قبيل نويسندگان، می‌توانيم به افراد ذيل اشاره نمود: "كريم‌الدين"، "بابو كورامل"، "سوهن لعل رنگ لال"، "مولوي فيروزالدين"، "غلام غوث"، "شيخ عزت ا.." و "سيد مصطفي علي بريلوي" كه قبلاً ذكري از ايشان به ميان آمد، "منشي گجن رام"، "هيرا رام"، "ماستر پياري لال"،" قريشي محمد يوسف صديقي" وغيره.

"يول" نيز اينگونه فكر مي‌كند. وي مي نويسد" به فهرست رودخانه‌هاي مورد نظر مي‌توانيم رودخانة "ستلج" را افزوده و رودخانة "سند" را از آن خارج كنيم ولي رودخانة "چناب" مطمئناً و مسلماً در اسم گذاري پنجاب سهيم است.

"وي.سي.سركار" مي‌گويد: در حقيقت در "پنجاب"، شش رودخانه وجود داشت كه رودخانة "سند" ششمين آن بوده است امّا مورخين اولية مسلمان، فقط پنج رودخانه را ذكر كرده‌اند و به ششمين رودخانه، اشاره‌اي نداشته‌اند. براي مثال به شاهدي از "تاريخ وصّاف" اشاره مي نمائيم:

در اين شك نيست كه در "وجه تسمية پنجاب" علاوه بر پنج رودخانة "ستلج"، "بياس"، "راوي"، "چناب" و "جهلم"، رودخانة "سند" واقع در شمال غرب پنجاب نيز نقش اساسي داشته است.

همچنين اين نظريه هم درست است كه در ابتدا "پنجند" و "پنجاب" به منطقه‌اي گفته مي‌شد كه پنج رودخانه پنجاب در آن بهم مي‌پيوستند و در اين ميان، بعضي از نويسندگان به "آب سند" نيز اشاره كرده‌اند، ليكن عليرغم آگاهي از تمام اين حقايق، به نظر مي‌رسد، "رودخانة سند" را نمي‌توانيم در      "وجه تسميه پنجاب" شامل كنيم و علت اساسي اينست كه در مقايسه با رودخانه هاي ديگر، منطقة پنجاب از "رودخانة سند" كمتر سيراب مي‌شد؛ بنابر اين همانگونه كه سرزمين "سند" نام خود را از رودخانة سند به عاريت گرفته است، منطقة "پنجاب" نيز نام خود را از پنج رودخانة فوق الذكر موسوم به "پنج آب" گرفته است.

 

چه كسي براي اولين بار اسم "پنجاب" را رسماً به كار برد؟!

در مورد اسم گذاري پنجاب با كمبود اطلاعات مواجه هستيم. "مرحوم حافظ محمود شيراني" پژوهشگر معروف مي نويسد" آنان (ايرانيان) با الهام از نام پنج رودخانه‌اي كه منطقه را احاطه كرده است، اسم "پنجاب" را انتخاب كردند؛ مقصود مرحوم شيراني از پنج رودخانه در هيچ جائي مشخص نشده است و روي سخن وي به ايرانيان در چه عصري بوده است، هرگز معلوم نمي‌باشد بنابر اين براي اثبات صحت موضوع؛ به تحقيق بيشتر نياز است.

به منظور روشن ساختن نوشتة مرحوم شيراني لازم است بررسي شود كه آيا قبل از تقسيم        شبه قاره، "اسم پنجاب" در ايران وجود داشته است. در اين مورد اگر ادبيات شبه قاره را مورد بررسي و تحقيق قرار دهيم، در مي يابيم كه اولين بار "پنجاب" در كتاب "طبقات ناصري" كه در سال (658 هجري / 1260 ميلادي) تأليف شده، به كار رفته است. در اين كتاب كلمة "پنجاب" براي "رودخانة سند" استعمال شده است.

در ايران كلمة "پنجاب" براي اولين بار در كتاب "تاريخ بيهقي" كه در سال 451 هجري /     1059 ميلادي) به اتمام رسيد، ديده شده است. در اين كتاب لفظ پنجاب براي يكي از معابر (پلهاي) رودخانة جيحون، واقع در بين مرز بلخ و ترمذ، به كار رفته است. سپس در كتاب "الكامل في التاريخ" (تأليف 620 هجري / 1224 ميلادي) نوشتة "ابن اثير"، اين كلمه در شكل معرب خود "بنج" يا فنج آب" و براي معبر (پل) فوق‌الذكر استعمال شده است. علاوه بر اين، نام اين معبر در تاريخ جهانگشاي جويني  (سال تكميل 658 هجري/1260 ميلادي) نيز آمده است.

نويسندة كتاب "جهان نامه" (تأليف 665 هجري/ 1267 ميلادي) درخصوص پنجاب مي‌نويسد:

از محدودة "ختلان" و "وخش" يعني مكاني كه پنج رودخانه در نزديكي رود جيحون به هم مي‌رسند به اسم "پنجاب" ياد مي‌كند.

يكي از نويسندگان عصرحاضر نيز از منطقه‌اي در "افغانستان" در "استان باميان" به نام "پنجاب" ياد مي‌كند كه ظاهراً علت اين نامگذاري، بهم پيوستن پنج رودخانه، پس از گذر از پنج درة تنگ، در اين محل مي‌باشد.

علاوه بر اين در "شهرستان لاريجان ايران" نيز از منطقه‌اي به نام "پنجاب" ياد شده است.

از تجربه و تحليل مطالب فوق در مي يابيم كه قبل از ذكر پنجاب در شبه قارة پاك و هند حدوداً يكصد و هفتاد و پنج سال قبل در ايران نيز منطقه‌اي به نام "پنجاب" وجود داشته است و همچنين كشف يك منطقة ديگر به همين اسم، نشان مي‌دهد كه اين اسم در ايران معروف و مشهور بوده است و براي     هر دو منطقه علت نامگذاري يكي بوده است.

در اين بين، نظر "مرحوم حافظ محمود شيراني" تا حدِ زيادي درست به نظر مي‌رسد. ممكن است مردم "بلخ" و "ترمذ" كه براي جهانگشائي يا به هر دليلي به پنجاب آمده و اقامت گزيده‌اند، به علّت مشابهت اسم پنج رودخانه منطقة "پنجند" واقع در "بلخ" و "ترمذ" با پنجاب، اسم پنجاب را برگزيده باشند و به مرور زمان اسم "پنجاب"، به تمام منطقة اطراف رودخانه‌ها اطلاق شده باشد.

فارسي‌الاصل بودن كلمة پنجاب خود بهترين دليل آنست كه لفظ "پنجاب" از طرف فارسي زبانها انتخاب شده است.

 

Cultural Center Consulate General of The Islamic Republic of Iran

 4- Main Gulbarg Road , Lahore - Pakistan

 

Tel: +92-42-99263358 - 60 Fax: +92-42-35711486 E-mail: Lahor.icro.ir@gmail.com Web: http://Lahore.icro.ir

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
banners
فارسی داخلہ 2018

اسلامک سکولز

معرفی سعدی آموزش

یازدھمین جشنوارہ رسانہ ھای دیجیتال

جایزه جهانی اربعین

اسلام کمیکز

فراخوان اعظای نشان سعدی و اقبال

ھمائش حلال

مذہبی تعلم مصطفیٰ یونیورسٹی

داخلہ دانشگاہ یزد

دانشگاہ تہران

دانشگاہ الزھرا (س)

کتابخانہ دیجیتال سازمان

نامہ رہبر معظم بہ نوجوانان غربی

اوقات شرعی

سایت رایزنی فرہنگی

Ashnayi ba lahore

darbarha

majala 23,1391

libraries

kfpics

live ziaraat

Imam Khumeini

dafter Khamnaee

akhbaraat

farsi link

تبریز 2018
vote
نظرسنجي غير فعال مي باشد
UsersStats
Visitorsofpage: 470
Visitorsofday : 112
Visitorsofpage : 1598723
Onlinevisitors : 3
PageLoad : 1.4063

مقالات پژوھشی|صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت